طراحی سایت
تاريخ انتشار: 18 مهر 1399 - 12:33
بیاد استادشجریان که روزگار زندگانی را وداع گفته و رخت جان را به سرای جاودان سپرد

داد خبر: شادروان شجریان که در میدان هنرمندان عددی محدود بود با قریحه سرشارش ذوق و هنر را به هم آمیخت. اگرچه خودش را به گرداب رنج و گرفتاری سپرد ولی با بهره گیری از نبوغ چند سویه خویش شعر را می‌پروراند و پدید می‌آورد تا جایی که شاعران بزرگی چون مولوی، سعدی، حافظ و خیام در نوای او جانی تازه یافتند.

آن‌که شد زنده‌ی جاوید کجا می‌میرد؟

داد خبر ـ احمد قائمی‌فرد: اگرچه نمی‌توانم ستایشی در خور این دریا تصویر کنم لااقل  بقدر تشنگی باید چشید. 

 وقتی اراده حاکم براین است که همه مفاخر علمی و ادبی و هنری  یک ملت از تخت قدرت  به تخته تابوت  کشیده شود تا چرخ آرزوهایشان را از گردونه زندگی خارج کنند، مردم همواره شاهد صدای خرد شدن گوهر عمرخویش در میان قیل و قال‌های سوزنده‌اند دیگر مجالی برای فروتنی و خاکساری درحق بزرگان  نمی‌ماند در هر جامعه‌ای که سعی در فرو بردن خدمات هنروران در مغاک ناسپاسی است بوضوع همین امر، به نقطه عطفی مبدل می‌شود که بسیاری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی زشت در آن ریشه می‌دواند.

 

هنر یکی از حساس‌ترین اعضاء عناصر یک جامعه است. عضوی که نسبت به نسیم و یا تندباد بیش از دیگر اعضاء حساسیت نشان می‌دهد. عصبی که بسرعت  دردها و آلام یک جامعه را به مغز منتقل می‌دهد. بنابراین اهمیت به هنر است که نمره قبولی را در کارنامه هر نظام سیاسی قرار می‌دهد.

 

شادروان شجریان که در میدان هنرمندان عددی محدود بود با قریحه سرشارش ذوق و هنر را به هم آمیخت. اگرچه خودش را به گرداب رنج و گرفتاری سپرد ولی با بهره گیری از نبوغ چند سویه خویش شعر را می‌پروراند و پدید می‌آورد تا جایی که شاعران بزرگی چون مولوی، سعدی، حافظ و خیام در نوای او جانی تازه یافتند. استاد شجربان  آنان را با نیازهای جامعه دگرگون کرد و به زندگی مردم‌زنده پیوند داد و با بکارگیری آنان معانی راستین و پایداری در نسلش را آشکار کرد.

 

اگر چه خواستند هنرش را میوه ممنوعه‌ای کنند تا مردمش قادر به چیدن آن نشوند. ولی مردم مستانه گوش به نوای ناب و نایاب او خواباندند چون نوایش نه‌تنها لذت‌بخش بود، بلکه شیوه‌ای برای اثبات حقیقت بود در ظرافت طبع اندیشه بلند دانش فراوان و تجربه وافر عشق به انسان زمان و زمانه و مکان خویش شجریان را به آینه حوادث وقایع بوقوع پیوسته عصر و مردم خود مبدل کرد. تا جایی هنرش بخشی از معبر تاریخی  جامعه ما را روشن کرده‌است.

 

او شرف، بزرگی متانت طبع و آزادگی و آزاداندیشی را برگزید. او قیمت دستاوردهای هزارساله فرهنگی ما را بخوبی می‌دانست. هنرمندی که هنرش هیچ گاه با کانون قدرت سیاسی پیوندی نداشت و تعلقش همواره به جامعه و نهادهای مدنی بود. هنر او نماد ذهنیت عریان و معترض مردم محیط خود بود.

 

 


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار