طراحی سایت
تاريخ انتشار: 31 خرداد 1399 - 10:41
در گفتگو با شاعر هرمزگانی مطرح شد:

داد خبر؛ شما نمی تونی کتابی منتشر کنی که دچار سانسور نشه، حال آنکه ممکنه شما هیچ مقصودی هم نداشته باشی و این فقط برداشت کسی باشه که مسئول صدور مجوز برای کتاب شماست.

شعر سپید باید ذائقه‌ی عام را پرورش دهد نه اینکه خودش را باب سلیقه ی مخاطب تنزل ببخشد

داد خبر ـ اسماعیل مسیح‌گل: در پی سلسله گفتگوهایی که با شاعران و نویسندگان کشوری و استانی داریم، اینبار سراغ شاعر جوانی از استان هرمزگان رفته‌ایم.

سامان سایبانی، متولد ۷ آذر ۶۳ در بندرعباس شاعری که شعر را از سال ۷۶ شروع کرده و در همین حوزه نیز ادامه‌ی تحصیل داده‌است.

 

وضعیت کنونی شعر هرمزگان رو چگونه می بینید؟

حقیقت امر اینه که هنرمندان جنوب به دلیل مراوده با اقوام و ملت های مختلف اصولا علاقمند به هنر پیشرو بوده و همیشه شکلی خاص از ادبیات و هنر های دیگه رو ارائه کردن و به نوعی میشه گفت امضای خودش رو داشتن ، شعر نیز از این قاعده مستثنی نیست .

با نگاهی گذرا به خصوص در ادبیات معاصر در می یابیم که نقش جنوبی ها نقشی غیر قابل انکاره.

شعر هرمزگان در سالهای اخیر به زعم بنده رشد چشمگیری داشته و نسل جدید شاعران دارن پا به عرصه میذران و خوشبختانه دروازه های ورود هم براشون بازتر از گذشته ست،از طرفی هم شاعران می تونن به لطف فضای مجازی راحت تر، بهتر و بیشتر از پیش خودشون رو بدون سانسور به جامعه ادبی معرفی می کنن.

خوشبختانه این روزها دیگه مثل گذشته نیست که یک شاعر در یک استان دور از مرکز به صورت انحصاری و به لطف ارتباطات با پایتخت و نوچه پروری شناخته بشه و جلوی شناخته شدن نسل جدید رو بگیره،من معتقدم به زودی شاهد یک جهش بزرگ از نظر کمی در شاعران خواهیم بود که احتمالا پوسته و شکل جدیدی از نظر کیفی نیز به شعر خواهد داد.

 

نظرتان راجع به جشنواره های شعر چیست ؟آیا جشنواره ها ملاک خوبی برای تشخیص شعر هستند؟

به نظر من تعریفی که از جشنواره ی شعر وجود داره تعریف درستی نیست،از طرفی طبیعتا بخش عظیمی از داوری ها سلیقه ای ست و از طرفی این جشنواره ها به مسائل خاص و ویژه ی سرزمین ما محدود می شه و گاه صداها و نگاه های نو نادیده گرفته میشن،

من فکر می کنم اگر جشنواره هایی مثل کنگره شعر و داستان هرمزگان در سال های گذشته موفق بودن بیشتر به واسطه ی فرصتی برای دیده شدن و آشنایی بوده ، نه شکل مسابقه و رقابت اون.

شاید ادبیات بیشتر به جشنواره ای غیر رقابتی نیاز داره که هنرمندان و اندیشه ورزان این حوزه به گفتگو بنشینن و بیشتر با تفکرات هم آشنا بشن.

واقعیت اینه که ادبیات هنر خردورزی و دعوت به اندیشینه و عنصر زمان شعر و شاعر خوب و بد رو از هم تمیز می ده.

 

به نظر شما کارگاهها و انجمنهای شعر تا چه حد در رشد و شکوفایی استعدادها موثرند؟

اگر بخوام صادقانه صحبت کنم به نظر من انجمن ها بیشتر بستری برای گفتگو هستن تا مکانی برای شعر خوانی،در واقع در این وانفسا که اندک فضایی برای تنفس وجود داره ما باید برای اکسیژن گرفتن نهایت استفاده رو ببریم و در این شرایطی که دانایی و فرهنگ داره بلعیده میشه چراغی در دل تاریکی باشیم. من فکر می کنم کارگاه ها و انجمن ها دقیقا فرصتی برای تنفس هستن.

کارگاه ها و انجمن ها بستری برای نسل جدید و استفاده از تجربه،سواد و دانش نسل گذشته هستن،بستری برای یافتن سرنخ ها و آشنایی با فضای جدی و اصیل ادبیات.

 

آسیب های شعر امروزی را چگونه می بینید ؟

متاسفانه در سال های اخیر آسیب های گوناگونی جریان اصیل ادبیات رو تحت تاثیر قرار داده، از سانسور گرفته تا جشنواره هایی که بیشتر به نمایشی برای پر کردن کارنامه کاری مدیران فرهنگی شبیه هستن.

باید واقع بین بود، امروزه با استفاده از فضای مجازی روزانه آثار زیادی رو می خونیم که باید در موردشون حرف زده بشه.

فراموش نکنیم که فضای مجازی در کنار محاسنش آسیب هایی هم داره،به نظرم گفتگو بهترین راه برای آگاهی از جریان شعر امروز و همچنین تشخیص کار خوب از بده که اتفاقا انجمن ها می تونن نقش مهمی در این بین ایفاء کنن.

این روزها به اسامی و نام هایی برمی خوریم که با تبلیغات و موج سواری در شرایط کنونی نامی برای خود دست و پا کردن اما از نظر شعری در مرتبه ی چندان خوبی نیستن و در کمال تاسف با پروپاگاندا دارن تبدیل به یک جریان تهی می شن.جریانی شبه روشنفکری که نه در تولید اندیشه بلکه در ژست ها تبحر دارن.

 

شما به عنوان ريیس انجمن شعر و ترانه استان هرمزگان وضعیت ادبیات هرمزگان را چگونه می بینید؟

من فکر می کنم ادبیات هرمزگان پس از یک رکود چند ساله خیز مناسبی برای شکوفایی مجدد برداشته و هنرمندان این عرصه ناامیدی و یاسِ ناشی از شرایط سال های اخیر رو کنار گذاشتن و دوباره شروع به تولید کردن.

ما در سالهای اخیر شاعران خوبی به کشور معرفی کردیم و تونستیم رشد چشمگیری داشته باشیم،هر چند به زعم من تا ایده آل فاصله داریم اما همیشه حرکت بهتر از سکون و غر زدنه.

به نظر من این میل به تعالی با خودش رشد میاره.

 

نظرتان راجع به ساده نویسی در شعر چیست ؟آیا ساده نویسی یک آسیب یا معضل در شعر به حساب می آید؟

واقعیت اینه که برای من این جریان شعری هرگز جذاب نبوده اما باید دید زمان چه قضاوتی داره.

من فکر می کنم این سادگی در فرم یا زبان مخاطبانی رو با خودش همراه کرده ،به هر حال هنر باید به اشکال گوناگون وجود داشته باشه،فراموش نکنیم که موسیقی همانقدر که به پاواروتی نیاز داره به عباس قادری هم نیاز داره،ادبیات هم جدای از این نیست.

از طرفی باید فضا آنقدر باز باشه که همه حضور داشته باشن،هر چه هنر گسترده تر باشه طیف بیشتری از انسان ها در دایره ی اون قرار می گیرن و چه چیز بهتر از این که هنر جایی برای زیستن باشه.

 

دیدگاه خودتان راجع به سانسور در ادبیات را بیان بفرمایید

متاسفانه این موضوع یک امر ریشه دار در سرزمین ماست و با توجه به شرایط زمانه بیشتر یا کمتر بوده اما به هر حال همیشه بوده.

تا زمانی که ما یاد نگیریم نظرات گوناگون رو بشنویم این شرایط وجود خواهد داشت.

یکی از دلایلی که بارها در این گفتگو به فضای مجازی اشاره کردم همین فرصتِ فرار از سانسور بود.

ما وقتی در فضای مجازی آثار شاعران رو می خونیم و اون آثار رو با کتابهای منتشر شده ی این عزیزان مقایسه می کنیم با یک تفاوت عظیم مواجه می شیم،گویی شاعری که ما در فضای مجازی شناخته ایم با شاعری که کتابی منتشر کرده غریبه ست‌.

شما نمی تونی کتابی منتشر کنی که دچار سانسور نشه، حال آنکه ممکنه شما هیچ مقصودی هم نداشته باشی و این فقط برداشت کسی باشه که مسئول صدور مجوز برای کتاب شماست.

حقیقت اینه که من به شخصه تا امروز نتونستم خودم رو قانع کنم که کتاب و شعری ناقص به مخاطبم ارائه بدم،هر چند به دیگر عزیزانی که دارن کتاب منتشر می کنن هم خورده نمی گیرم.

 

از نظر شما شعر امروز (سپید) چقدر توانسته ذائقه ی مخاطب عام شعر رو برآورده کند؟

به نظر من ما در مرحله ی گذار هستیم.

فراموش نکنیم که شعر کلاسیک ما قرن ها فرصت داشته که در جان و زندگی مردم رسوخ کنه و حتی به ضرب المثل تبدیل بشه.

من فکر می کنم با توجه به عمر کم شعر سپید این گونه از شعر رشد چشمگیری داشته.

حقیقت اینه که شعر سپید باید ذائقه ی عام رو پرورش بده نه اینکه خودش رو باب سلیقه ی مخاطب تنزل ببخشه و این بسیار زمان بره.

همینطور که در بخشی از گفتگو اشاره کردم ادبیات هنر خردورزی و تولید اندیشه ست و ساختن ذائقه و تفکری نو چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفته، از طرفی شرایط اجتماعی،اقتصادی ،سیاسی و... هم در تسریع این جریان نقشی غیر قابل انکار داره.


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان