طراحی سایت
تاريخ انتشار: 03 خرداد 1399 - 07:40

دادخبر؛ به بهانۀ نهمین سالگرد درگذشت ستارۀ خوش سیما و سینمایی همۀ تاریخ فوتبال ایران، 9 نکته از زندگی ناصر حجازی را یادآور شده‌ایم. او که هم با شیرجه هایش در خاطره‌ها مانده هم با خم نشدن‌هایش...

ناصر حجازی؛ افسانۀ او که پرواز می‌کرد، کرنش نمی‌کرد

به گزارش دادخبر و به نقل از عصرایران، 9 سال پس از وداع تلخ با آن قامت خدنگ و سیمای سینمایی و به یاد ماندنی 9 برش از زندگی مردی را می‌آورم که با روزگار هم باید می‌جنگید و جدال او تنها محدود به مستطیل سبز فوتبال و در حفاطت از قفس توری نبود و دست آخر محکوم به جدال با سرطان لعنتی شد و این آخری او را از پا درآورد.


1. هنگامی که در خیابان‌های شهر یا در جاده‌ها برای تبلیغ کالاهای تجاری تصویر علیرضا بیرانوند دروازه‌بان اول کنونی تیم ملی ایران را می‌بینم ناخودآگاه به یاد می‌آورم که چگونه همین را از ناصر حجازی دریغ داشتند و ناگزیر شد برای پروژه‌ای تبلیغی راهی کشور همسایه شود و حالا خوش‌بختانه این امکان برای همه فراهم است.

در حالی که نیاز نیست چهرۀ سینمایی او با دیگران مقایسه شود. یا قبل‌تر و در اوج شکوفایی و جوانی و در حالی که دروازه‌بانان، گاه تا 40 سالگی بازی می‌کنند مصطفی داوودی رییس وقت سازمان تربیت بدنی برای ملی‌پوشان سقف سنی 27 سال گذاشت و بعد هم که تخفیف داد و به 29 سال رساند به خاطر این بود که سن حجازی از 29 گذشته بود!

کار به جایی رسید که مرد شمارۀ یک دروازه فوتبال ملی ناچار از مهاجرت به بنگلادش شد و اگر حالا محمدان بنگلادش را مثل باشگاه‌های مشهور دنیا می‌شناسیم به خاطر همان دوران حضور ناصر حجازی است.

ترک باشگاه و وطن و ناگزیر شدن از مهاجرت به بنگلادش برای ناصر حجازی‌یی که قرار بود سال 57 به انگلستان برود از هر که دیگر غیر او یک افسردۀ کامل می‌ساخت اما ناصر خان خود ساخته‌تر از آن بود که ببازد و عاشق‌تر به همسر و خانواده که کوتاه بیاید.

پس، جنگید و پیروزمندانه بازگشت بار دیگر بر نیمکت مربی‌گری استقلال هم نشست. هر چند سرمربی‌گری تیم ملی را تا آخر از او مضایقه کردند و یک بار به طعنه گفت: «همۀ ملت ایران یک دوره سرمربی تیم ملی شدند الا من!»

2. معرفی ناصر حجازی به عنوان دروازه‌بان افسانه‌ای تاریخ فوتبال ایران هرگز نفی درخشش دروازه‌بانانی چون احمد رضا عابد‌زاده در سال‌های پس از انقلاب و خصوصا در آن دو دیدار تاریخی تیم ملی مقابل استرالیا و آمریکا در سال های 76 و 77 خورشیدی نیست اما تاریخ فوتبال ایران که با این دو بازی شروع نمی‌شود!

شاید این غفلت نه به خاطر علایق باشگاهی که به دلیل آن باشد که بسیاری از خبرنگاران ورزشی و نویسندگان نسل جدید سال‌های پیش از انقلاب و درخشش ناصر حجازی به عنوان دروازه‌بان را به خاطر نمی‌آورند و طبعا در اینترنت هم به عنوان مهم‌ترین منبع نمی‌یابند یا تنها با حجازی مربی آشنایند.

یکی از انگیزه‌های نوشتن نکات ورزشی تاریخی پیشا‌اینترنتی در این پایگاه همین یادآوری است.

3. ویژگی دیگر تاریخ دوران دروازه‌بانی ناصر حجازی این بود که بارها با این که مصدوم بود مربیان مختلف او را به دروازه‌بان های دیگر ترجیح می‌دادند. این دروازه‌بان‌ها خود هر کدام نام‌های بزرگی بودند حتی در قیاس با دروازه‌بانان کنونی اما ناصر حجازی حتی با مصدومیت نیز ترجیح داده می‌شد.

در بازی‌های آماده‌سازی ۱۹۷۰ و در یک بازی درون تیمی در قالب دو تیم قرمز و‌ سفید که تماشاگران بسیاری نیز حاضر بودند در نیمه اول توپ‌های فوق‌العاده‌ای را از جلال طالبی، پرویز میرزاحسن، اکبر افتخاری و غلام وفاخواه گرفت و باعث شد بازیکن تیم قرمزپوش تیم ملی عصبی شود و ضربه شدیدی به ناصرحجازی وارد آورد و او را مصدوم کند.

با این حال او را با مصدومیت در مسابقات حاضر کردند در حالی که که تمرینات کافی نیز نداشت. مربی آن زمان ایگور نتو اهل شوروی بود که گفت ناصر حجازی را ولو با تمرین ناکافی و حتی مصدومیت ترجیح می‌دهد.

یا در جای دیگر فرانک اوفارل در فینال بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ که ایران با اسرائیل به فینال راه یافته بودند حجازی را با دست شکسته ترجیح داد و منصور رشیدی و بهرام مودت را کنار گذاشت. چرا که اسرائیل به سبک انگلستان بازی می‌کرد- سانتر از جناحین - و حجازی دروازه‌بانی گیرنده بود نه دفع‌کننده غیر از موارد اضطراری و حتی تا قوس ۱۸ قدم نیز بیرون می‌آمد و توپ را می‌گرفت.

مثال دیگر دربارۀ باور به بی جانشینی او این که یک بار حشمت مهاجرانی اصرار او را که برای دریافت پاداش صعود دید و دانست به خاطر تعهد به خانواده و تأهل مُصر است پاداش او را از جیب پرداخت و به بعد موکول نکرد چون هم با روحیات او آشنا بود و هم می دانست جانشین ندارد.

4. بسیار اخلاق‌مدار بود. در سال ۱۳۵۲ با این که دو هفته قبل از پایان مسابقات، قهرمانی تاج قطعی شده بود ولی می‌خواستند بعد از مسابقۀ دربی با پرسپولیس جشن قهرمانی را برگزار کنند و تیمسار حجت رییس سازمان تربیت بدنی این جام را به کاپیتان تاج علی جباری تحویل دهد‌.

تاج با تمام قوا در آن بازی شرکت کرد اما برندۀ بازی پرسپولیس بود با نتیجۀ دو بر یک. در پایان بازی جعفر اشرف کاشانی کفش‌های خود را آویخت و از فوتبال خداحافظی کرد.

هنگامی که او را  روی دوش دور استادیوم می چرخاندند ناصر حجازی جشن قهرمانی تاج را رها کرد. از این روست که در عکس های جشن قهرمانی جایش خالی است. چرا که داشت جعفر اشرف کاشانی را  روی دوش می گرداند. رسم رفاقت به جا آورد و در جشن خداحافظی این بازیکن شرکت کرد تا خاطره ای زیبا برای آقای کاشانی بسازد.  

5. از او‌به عنوان یکی از 10 دروازه بان برتر جهان در زمان خود نیز یاد کرده اند اما موقعیت فوتبال ایران اجازه پیشرفت بیشتر به او‌نداد. حجازی می گفت همیشه می خواهم دروازه ‌بان دروازه‌ای باشم ساخته از طلا با تور های زربافت  تا اجازه ندهم هیچ توپی از آن عبور کند و به آن آسیب برساند. به خاطر همین باور از گل خوردن در بازی دوستانه نیز رنج می کشید.

در اسفند سال ۱۳۴۸و نزدیک نوروز ۴۹ برای بازی های جام دوستی یک بازی بی نظیر از ناصر حجازی ثبت شد. بازی با تیم زسکای مسکو از که از قوی‌ترین باشگاه‌های اروپا محسوب می شد و حجازی آن بازی را یک تنه نگاه داشت و به قول مربی تیم حریف 10 موقعیت مسلم گل‌زنی را گرفت.

 

در تیمی که بازیکن بزرگ و کاپیتان تیم ملی شوروی (چسترنف) حضور داشت. بعد از آن بازی و عصر جمعه دو گل از تیمی از مجارستان خورد و با این که در هیچ کدام از دو گل مقصر نبود عکس مشهوری از اوست که به تیر دروازه با لباس مشکی تکیه داده و غمگین است . عکاس صحبت او را زیر عکس‌نقل کرده است: باقر خان! جواب بچه های محل را چی بدهم؟ من نباید گل می خوردم.

ناصر حجازی؛ افسانۀ او که پرواز می‌کرد، کرنش نمی‌کرد

از عکس های زیبای دیگر همین عکاس او را نشان می دهد که توپ را در حالت شیرجه گرفته و‌ بدنش موازی زمین است.

6. از تفاوت های او با بسیاری از بازیکنان آن نسل این است که به تحصیل بسیار اهمیت می داد به گونه ای که از پرویز دهداری می‌خواهد به خاطر درس و امتحان زبان اردو را مدتی ترک کند اما دهداری به او اجازه نمی دهد ولی رنجبر با اختیار و مسئولیت خودش به حجازی اجازه می‌دهد برای امتحان زبان اردو را ترک کند و برگردد.

این خاطره هم نه از خود او که از یکی از دانش آموزان آن دوران جالب است که گاه به عنوان ممتحن در بعضی از مدارس مشهور از جمله گروه فرهنگی مرجان شرکت می کرد با اینکه اصلاً عضو آن مدرسه یا معلم آنجا نبود.مدرک لیسانس در آن زمان بسیار ارزش داشت به خصوص اینکه در میان فوتبالیست ها مدارکی پایین‌تر از این نیز کمیاب بود.

7. حجازی دروازه‌بان اول تیم ملی بود. در جوانی و از تیم امید همواره دروازه بان اول بود. دو قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، یک قهرمانی در بازی‌های آسیایی، شرکت در المپیک که بسیار مهم بود و جام جهانی فوتبال و همراه تیم تاج قهرمانی جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا افتخارات کوچکی نبود.

در زمان مربی گری نیز با استقلال قهرمان ایران و نایب قهرمان آسیا شد. از نگاه فدراسیون آمار نیز او دومین دروازه بان برتر تاریخ آسیاست. و از نگاه سایت‌های بسیار معتبری نیز رتبه های بسیاری بالایی داشت.

ناصر حجازی و غلامرضا تختی تنها چهره‌های ورزشی یی هستند که نام آنها در مجموعه کتاب در دست چاپ «مفاخر و نام آوران ایران زمین» در کنار نام‌هایی چون« ابوعلی سینا، سعدی، فردوسی، عطار، امیرکبیر، کمال الملک، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، محمود حسابی، علی شریعتی و جعفر شهیدی» قرار گرفته است.

در سال ۲۰۱۸ نیز در نظرسنجی به عنوان بهترین دروازه بان تاریخ تمام ادوار جام ملت های آسیا انتخاب شد.

8. برخی بر او خرده می‌گیرند که چرا گاه و بی‌گاه وارد سیاست می شد و مشخصا کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری.

در اوج بیماری او آقای سعید راد بازیگر سینما و علاقه مند فوتبال در مصاحبه با همشهری ماه - اسفند 1388 -گفت: «سیاست، جای هنرمندان و ورزشی‌ها نیست. ما قواعد این بازی را بلد نیستیم و حذف‌مان می‌کنند و شاید خود ما هم در سرنوشتی که برای ما رقم می‌خورد مقصر باشیم. بیماری حجازی دل‌خراش است اما جای یک ستارۀ ورزش، سیاست نیست.»

این در حالی است که حجازی با ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری در واقع هجوم سیاسی‌ها به فوتبال را به سخره گرفته و مقابله به مثل کرده بود و بیش از سیاست، دغدغۀ اجتماع داشت و با اظهار نظرهای سیاسی به «تحقیر» واکنش نشان می‌داد و در پی کسب قدرت نبود و از این منظر شبیه محمد رضا شجریان عمل کرد و تازه در جوانی هزینه های سیاست  را پرداخته بود و بیش از همه به خاطر کرنش نکردن.

9. در مورد کرنش نکردن و درگیری با برخی مقامات رژیم گذشته چند خاطره می‌توان نقل کرد. البته بدانیم ناصر حجازی مانند فرانتس بکن باوئر و یوهان کرایف معتقد بود چهره های مشهور و به قول امروزی ها سلبریتی ها نزد مردم جایگاه بالاتری از چهره های سیاسی دارند و نیازی نیست در مقابل آنان کرنش کنند یا به دنبال عکس یادگاری با آنها باشند.

تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۲ بانکوک قهرمان شده بود و برای بازی مقدماتی المپیک و برگشت در مقابل کره شمالی در تهران خود را آماده می‌کرد.

 تیمسار وثیق رئیس پلیس تهران و سرپرست تیم ملی فوتبال که البته ورزشکار هم بود بر سر بستن کراوات با حجازی برخورد تندی می‌کند . ناصر حجازی در جواب می‌گوید حق آزادی او در نوع لباس پوشیدن را نمی‌تواند سلب کند.

 

تیمسار تصمیم به اخراج حجازی می‌گیرد ولی محمد رنجبر که به «رئیس» شهرت داشت هشدار می‌دهد اگر حجازی نباشد تیم ما هم نخواهد بود. رنجبر خود البته به اصرار بر انضباط شهرت داشت ولی این سخن حجازی را بی انضباطی ندانست.

 

دوم اینکه در عکسی که در آرشیوها هم موجود است هنگام خداحافظی تیم ملی برای جام جهانی ۱۹۷۸ بوینس آیرس تنها بازیکنی که در حضور فرح و رضا پهلوی (ولیعهد وقت) حضور نداشت ناصر حجازی بود. باقی همه بودند!

فارغ از افتخارات بی نظیر اما او انسانی متفاوت بود و به تعبیر آنتونی رابینز «تفاوت است که تفاوت می‌آورد» و با این همه افتخار و محبوبیت و شهرت و در عین عزت نفس و غرور، متواضع بود و شاید بتوان زندگی او را در این شعر بامداد شاعر خلاصه کرد: گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شکوه‌ناکِ فروتنی...


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار