طراحی سایت
تاريخ انتشار: 18 اسفند 1398 - 13:46
دی سامی:

دادخبر، صب گه دیدُم دی علی تک زنگ میزنه؛ هموسو فهمیدم که منظورش ایه که بریم پیاده روی؛ یواشکی اَهت و عیال، لواسمه بر کردم و مث دُزَل در فدح یِ وا کردم و خومه انداختم صحرا تا دی علی یَم همی گرده هاسی یواش میا صحرا؛

گفتم دی علی، اخرش تو کرونایِ بار ما میکنی؛ گفت دی سامی دلم پیسیدا؛ تا کی تو خونه بشینم و نُخرک جنگ بوعُم پای بوای علی؛ بچیل سکی یم سِرُمِ بردنه و سر وصدا؛ کاش مرسه جلدی وازاوی؛


 

حلا باپیرم هسی سکی نمیلش صحرا واوو؛ خونه ی ما هم مهد کودکه هم سالمندانه، منم خو حمال بی ماجووم(مواجب، مزد).

دی سامی ساللی که درد بدو تازه دیار اومده بی مردم خیلی زهلشون میره؛ دوره ی بوا باپیرم سل بی، وبا بی، کف سیخو بی، هزار تا درد بی درمون دیه بی، مردم لش لش میفتادن و میمردن الحمدلله ایسو خو دوای همی چی هسی، نبو هم جلدی پیداش میکنن.
اما خو خومونیما ای کرونا دس ایدز و هپاتیته پس قد بسه، مردمِ زلترک کرده، میگن آدم هاسی رو میکنه سرپایی یکشه میفته؛ کاش جلدی گرماکو بیومه، درازُی عمرم گهی آرزو گرمایِ نکرده بیدمه.

 
خلاصه دوری تو پارک زدیم و واگشتیم دم کیچه تا سکیِ دیدیم که دس قد زده و نهامون ویسیده؛ سیلی تو دسم کرد تا امرو خوری وُ پکورا نی؛ گفت: ها چه میگین؟ یواشکی صحرا ویمین؟ مو نمترم شمانه تو خونه نگه بدارم؟ دی علی سکی یِ که دید دسپاچه واوی گفت هاسی درباره ی مریضی گپ میزنیم؛ سکی که آمپرش رفته بی بالا گفت: مریضی ایه که دِیت تو خونه ش جا نگیره؛ مرض ایه که صب گه راساووی تا دوتا بچت پر جل وجایل شاشیدنه؛ دیتم خونه نی کمکت کنه؛ دی علی گفت بگو ایقه درد دلته، دس پیش گرفتیه که پس نفتی؟ پِرِشتی شی بال خوت و بچیلت، برو تا بریم که کار امروزمم در اومه؛ گفتم دی علی درد دل خوت نکن میام کمکت؛ شاش بچه ی سکوم

نشسته بیدم ای یَم شستم؛ اومدیم بریم داخل که سکی خوشه ور دا ناهامون گو اول دس و پلتونه بشورین؛ گفتم والا ما دس وهیچی نزدیمه گفت شما نزدینه اما کرونا دس وشما زده؛ خلاصه پس و پس الکل شی پوز ما زه؛ مانم یه شاه وخچه ای کردیم که سکی و عیالش و بچ پر شاش گرختن ته فدح؛ گفتم عامو ایقه الکل شی پوزم نزنا می نمیفهمی مو حساسیت دارم؟ تو همی هیس وویس دی زاغوم اومه تا ما هاسی میشوریم و سکی هم تو دس و پامونه و دستور صادر میکنه؛ گفت سکو دیریمی یا جاروفکوهِ ری مازت بیارم دومن‌؟ گفتم دی زاغو خوش اومدی؛ بیو که فقط خوت چاره ی سکی میکنی؛ دی زاغو گفت اومدمه اولتیماتوم وتون بدم؛ اخوار گفته برازگونم کرونا اومده؛ از ای ساعت ببعد کسی حق نداره از ای کیچه صحرا واوو که قلم پاشه خرد میکنم؛ سکی چیشش برق زه گو دی زاغی شرکت نایک تعطیلش کرده ولی بقالی دی عواس وازه؛ اینویم بونه ی پیاده روی میرن ورش میشینن؛ دی زاغو گفت یه جاروفی ری مازه ی دی عواس که دومن اوردم هم خوش حساو کار دسش میا هم ای دوتا؛ تا دی کسی جرات نکنه تو حوزه ی استحفاظی مو از ای کارل کنه؛ خلاصه ی مطلب ترس دی زاغو الان چهار روزه که دم فدح هم واز نکردمه؛ نه تماته دارم نه بالنگ، برنجم هاسی تموم میکنم اما پیللم سر جاشه!...

 
دی سامی


برچسب ها:
دی سامی , کرونا

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار