طراحی سایت
تاريخ انتشار: 05 اسفند 1398 - 08:47
حالا بخونید ببینم چی شده!

دادخبر، امروزم طبقِ معمول پیامی وُ سکی دادُم اُما جواو نداد؛ اومدم دمِ در تا دی علی فقط پوزش لِی دَر دیاره وُ هاسی سرک میکشه تو کیچه؛ تا دیدم اومه صحرا گفت دی سامی علی یارت بریم

دی‌سامی کرونا گرفته، ببخشید نوشته

امروزم طبقِ معمول پیامی وُ سکی دادُم اُما جواو نداد؛ اومدم دمِ در تا دی علی فقط پوزش لِی دَر دیاره وُ هاسی سرک میکشه تو کیچه؛ تا دیدم اومه صحرا گفت دی سامی علی یارت بریم؛ گفتم نپه سکی چه؟ نمیا؟ دی علی گفت سکی نمیله کسی صحرایِ فدح واوو؛ یواشکیش اومدمه؛ گفتم بریم اما گِل و گوا مَنزِرِش پای خوت؛ گفت باشه اما ترسش بارم بی و محض همی، موقِی واگشتن سی زُون بندِ سکی مشتِ پکوریی  اسدُم.

 

تو کیجه داخُل کردیم تا سکی مث اجل  ویسیده و مث رَهیِلِ بالا سون که بی عوارضی نمیلنت رداوی، دو دسِشِ نهاده دوطرفِ در؛ دلم پاکی رِخت تو کُمُم؛ گفتم سلام سکینه خانم؛ گفت علیک سلام دی سامی؛ حلا که خلافکاری منم واویدم سکینه خانم؟ جلدی نیلون پکوراییه اوردم صحرا دادم دسش که دیدم پشت سرش باپیر هاسی پاجینکرک میکنه که بیا بره پارک اُما سکی نمیلش؛ دی علی گفت سکو ره بوام میدی یا نی قیلونه خردت کنم؟ سکی گفت دِی مِینه مرض اومده تو مردم افتاده؛ مثل سال آزاری که مردم پاک مردنا؛ اینا مو دخترمم نمیخواسم بیلم بره مدرسه؛ آموزش پرورش خو دَروَند نی؛ ایسو هفت صبح پیام دادنه کسی نیا؛ بخالشون ما منتظر اعلامشونیم؛ تا بعد عیدم نمیلم دختر بره؛ مِی کلوعُم مث شما که رفتینه پیاده روی؟ خلاصه وُ مکافاتی باپیره شی دس سکی رد کردیم بیسی کردیم پارک؛ سکی گفت دِی تو برو داخُل تا مو ودی سامی از کیچه ی اویلی بریم باپیرِ بپُییم؛ گفتم بوی مِی چکارش داری که میخی بپُییش؟ سکی گفت دی سامی باپیر میگو ما تو پارک از دیر سلام هم میکنیم؛ دیرِ همم میشینیم و دِسَم پای هم نمیدیم؛ایسومیخام بینم چطری فقط از دیر سلام میکنه؛ گفتم خو بریم مانعی نداره؛ مو بیکار تونم بیکار؛ اُما حواسم وت هسی که نوبت خوت که واوی صحرا واویدن مانعی نداره اما سی مو و دِیت و باپیرت اشکال داره؛ سکی خندس گفت مو فرق میکنم؛ گفتم ها خو تونم مث مسئولل یه بام و دو هوا کردیشه.

 

خلاصه ی مطلب ما کیچه یِ دور زدیم ناهُی باپیر تو پارک کُچِه نشسیم که نِوینِمون؛ دوتا پیرمردم نشسه بیدن؛ باپیر از دیر مث ژاپنیل دوتا کفِ دسِشه ری هم نهاد  و کمرشه خَل کرد و گفت چاو(چاو به ایتالیایی بمعنای سلام و خداحافظ)؛ اونایم نیم خیز راساویدن و خلاویدن و کف دسشونه ری هم نهادن و گفتن چاو و مث طُعون زِدِیَل دیرِ هم نشسن؛ خلاصه همیطر که پیرمردل میومدن چاو چاو میکردن؛ مو و سکی هم رفته بیدیم پس خنده؛ وش گفتم سکی دی بسته ایقه نخند شر خرم میکنیا؛ راساوو دیه که پکوریلکو مثل چماقاویدن؛ میراث گشته کمی که سرداوو نویمو بخاریش؛ دم ره که میرفتیم سکی هر کیه میدید میگفت چاو و میرفت پس خنده؛ گفتم بدوخت ایطری نکو میگن کلو واویدیا؛ نزیک بِرِسِ خونه بیدیم که سکی سی تو موبیلش کرد و گفت سی کو دی سامی ای همو مردک نی که اومه وُ چال دم کیچمون فیلم گرفت؟ سیلی و موبیلش کردم گفتم ها ای حمیدووو زیارتیه خو؛ ماسک گیرش نومده، ترس کرونا زیر پیرنی دِردِه ای سرش کرده؛ سکی گو دی سامی مونم ای چند تا ماسککوعه مال ناها داشتمه؛ هر جایم رفتم گیرم نومه تا خدا نیسشون کنه که کِرِش میکنن تا گیرونتر واوو.

 

 رسیدیم خونه؛ سکی دس نشسه ره که پکورایه بیاره؛ گفتم: سکی؛ گفت: بله؛ گفتم: کرونا؛ گفت: اخی راس میگیا؛ نهادم دسشه که شست، چِی رخت و یه تکه ی سرگوعِری(لقمه ی بزرگ) گرفت بیله دهنش؛ گفتم: سکی؛ گفت: بله؛ گفتم: پکورای نخاری کرونا بگیری، مینه از صحرا اسدیمه نکنه مردک کرونا داشته بو! تکه ی نهاد تو دهنش و چِی شیرینم ریش کرد و گفت دی سامی پکورا یه استثناست و در روغن داغ و فراوان سرخ میشود؛ گفتم خو از منبر بیو دومن نمیخا لفظ قلم سی مو گپ بزنی؛ گفت دی سامی اصلا پی پکورا شوخی نکو و هرگز مونه پاش امتحان نکو که مو رِدِیمُم؛  تکه ی دومیه که نهاد تو دهنش پس تنگِلِش گیر کرد؛ کُفه میکرد و نفسش بالا نمیمه؛ بعد که کمی حالش بختراوی سیلی وُ مو کرد و گفت: دی سامی یعنی تیکه ی اولی یه که خاردومه کرونا گرفتمه؟ ایسو خو دو روزه مسئولل قول دادنه ماسک و بساط بریزن تو شهر مجانی بدنمون و خوری نی؛ فقط برم تو اثاث مردک بگردم یه رکابی کانه ای واجورم مث حمیدووو زیارتی بیندم ری پوزم تا حداقل بچیلکو ورم نگیرن؛ والله بخدا.....

 

 

دی سامی


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان