طراحی سایت
تاريخ انتشار: 23 آذر 1398 - 10:47
طنز دی سامی

داد خبر؛ یه مشتکی کَل کردم سی خوم و دی احمدو که چار پنج تا قرص و کپسولِ اُو واویده توش دیار اومه؛ یکشه پختاویدم؛ مشتکِ ور دادم گفتم: اَخِی قرص توشه، مال چه شرکتیه؟

مشتک قرصی

داد خبر ـ دی سامی: ظهر پنج شنبد بی؛ پاکی زنلِ کیچه تو فدح دی علی جمع واویده بیدن که مشتک جیکه ای بپزن؛ الوتن مشتک جیکه ای که چه عرض کنم، نسل چی خو ورافتاده؛ دیه کُرات جُی جیکه ی گرفته.

بساط تیر وخون پهن واوی؛ دی علی پهن میکه وُ سکو کُراتلی که ناتر اُماده کرده بی مینا لُی مشتک و دی حسنم میورشُند؛ مانم هنی ری تُوِه در نومده بی، نصفش میکردیم سی خُم و دی احمدو.

 

سکو گفت: اَریه شما خو انگاری قحط وارسیدینه؛ مُهل بدین تا ری توه در بیا؛ گفتم سکو کارته کو، می نمیوینی گشنمونه.

سکو دُواره دلش سر اومه گفت: اَقَلن یکیتون بییِین کمکمون پهن کنین؛ گفتم مو خو بلد نیسم دی احمدو هم فقط و تیر وخون خوش بلده نون کنه.

یه مشتکی کَل کردم سی خوم و دی احمدو که چار پنج تا قرص و کپسولِ اُو واویده توش دیار اومه؛ یکشه پختاویدم؛ مشتکِ ور دادم گفتم: اَخِی قرص توشه، مال چه شرکتیه؟

 

دی حسن که تو جریان بی و میفهمی که کار کار سکوعه زه زیر خنده و گفت: بو و نبو مال شرکت سکو.

ورسیدم چو نون برشنه وُ دی حسن اسدُم دوتا زدم ری مازه ی سکو گفتم: زلترکم کردیا؛ همیطر که میخندس گفت: زهله داره؟گفتم: ها؛ بسکه ای مدت تو فضای مجازی دربارش گفتنه که مردم حساس واویدنه و زهلم رَه که مافیای مواد مخدر تو گروه زنله کیچه نفوذ کرده بو؛ ری ورگرده سکو، نگفتی ما بخاریمش؟ چطری وَلم کردی نهادی توش؟ گفت: بال مشتکِ راس کردم نهادم توش؛ تو و دی احمدوعَم وقتی گرفتار خاردنین چیشتون هیجُیِ نمیوینه؛ والله،شما خو ترمز بریدینه سی خاردن؛ مونم گفتم شوک وتون وارد کنم تا هم گیر باقی بیا هم ای ورزشل وپیاده رویل صُوِتون هدر نره. گفتم خو سزاته میدم تا یه هفته خوری و پکورا نی.

 

سکو گفت: دی سامی والله میرم جاروف پنگیه دی زاغو میارم؛ بزه ری مازم اما مونه وُ پکورا نکو.

گفتم: اَخِی دی علی، خو که سکو یادمون اورد؛ اِی دی زاغو فهمی که مشتک کردیه وُ خِوِرش ندادیه دنیُیِ ری سرمون یه بِدَس میکنه؛ گفت: سرشه بزنین تا نفهمه. گفتم اوازه مشتکت تو کیچه پهن واویدا؛ سیش بیسی کو که شهر و شهر میگرده عالم وخروش. مِی یادت نی او کشه که دی جواد خِوِرِش ندا چه تیارتری سرش دراُوُرد؟

 

تو همی گپ و گفت در زدن؛ سکو بنگ دا کیه؟ صِدُی دی زاغو اومه که منم؛ پاکی تفکه تو دهنمون خشکاوی؛ گفتم سکو درِ واز کو؛ گفت: مو نمیرم زهلم میره.

کاری کردم چار تا مشتک نادم تو بشقاب تنگسم دم در که یعنی میخام سی دی زاغو مشتک بیرم.

درِ واز کردم گفتم: ای خوش اومدی؛ کارمونه آسون کردی؛ هاسی سیت مشتک میوُردیم. گفت: دی سامی مشتکِ ول کو؛ میگن تو کیکل قرص پیدا واویده؛ اومدمه اتمام حجت کنم تا اطلاع ثانوی زنلِ کیچه حق ندارن هیچ نوع کیکی وُ هیچ برندی سی بچیل بسونن و ریشِ کرد هلِ سکو گفت: تونم نهای کم گندِ لورته میگیری، فهمسی؟ سکو که خوش زهلشم رفته بی گفت چشم، ری خاگ چیشلم.

 

دی زاغو از ری منبر اومه دومن که بشینه دِسِش رَه زی مشتک قرصی؛ یه سیلی وش کرد گفت: تعطیل کنین که شبکه‌ی مواد مخدر اینجونم نفوذ کرده؛ خدا وِشون نگذره که رحم مشتکلم نکردن؛ گفتم دی زاغو بیشین تا روشنت کنم ای سکو پِرِشت برده سی عَودَن کردا.

خلاصه ی مطلب که یه جاروفیم دی زاغو ری مازه ی سکو بدوخت اورد دومن و گفت دیه نوینم ارنک بازی دراری و پی مسائل حساس شوخی کنی که چیشلته در میارم.

 

 

مرتبط:
» لگن بابام! [بيش از 4 سال قبل]
» خدای تنها [بيش از 3 سال قبل]

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان