طراحی سایت
تاريخ انتشار: 09 آذر 1398 - 20:31
مصطفی خرمی

داد خبر؛ نمی توان تاثیرات مخرب این تحریم ها را کامل نادیده گرفت ولی آیا می توان همه مشکلات را ناشی از دشمن خارجی و سیاست های ظالمانه آنها دانست و تماما ذهن مردم را متوجه خارج از مرزهای جغرافیایی نمود؟

مشکلات در شخص است یا ساختار سیاسی و روابط قدرت؟

داد خبر ـ مصطفی خرمی: در شب میلاد پیامبر اکرم (ص ) عیدانه ای به مردم ایران داده شد که تا زنده اند آن را فراموش نخواهند کرد و قطعا این موضوع در تاریخ به یادگار خواهد ماند، عیدانه ای که با کبریت زدن به انبار باروت ملت آغاز شد. که با افزایش سه برابری قیمت بنزین و اعتراضات گسترده مردم که متاسفانه در برخی تریبون ها آنها را آشوبگر و اغتشاش گر خواندند در صورتی که آنها نگران کوچک تر شدن یا جمع شدن کامل سفره خانواده خود بودند، همراه شد که متاسفانه خسارت های جبران ناپذیر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بر دولت - ملت ایران وارد کرد و چه سفره عیدانه ای برای مردم گسترده شد! این اتفاقات ما ایرانیان را از نظر شاخص فلاکت به جایگاه دوم رسانید و تلاش این بزرگ مردان ستودنی است! زیرا در یک جایی توانستیم روی سکوی قهرمانی قرار بگیریم!! 

 

حسن روحانی با انبوهی از وعده های رنگارنگ، زیبا و دل فریب حدود بیست و چهار میلیون ایرانی را پشت سر خود قرار داد تا بتواند زندگی جامعه ایرانی را سامان بخشد، ولی متاسفانه پس از حوادث دی ماه نود و شش که عمدتا منشا سیاسی آن در دستگاه جناح رقیب سیاسی شیخ تدبیر! و امید! قابل پیگیری بود، پس از آن حسن روحانی با چرخشی معنادار، پیمان هایی را که با مردم بسته بود کم کم به فراموشی سپرد یا سپرد و وعده های داده شده به حاشیه رفتند. 

 

رئیس جمهور!

در دور نخست وعده  داده بود تورم را مهار می کند و آن را به زیر بیست و پنج درصد می رساند ولی به گواه آمار امروز تورم بالای چهل درصد را شاهد هستیم، همچنین ایشان در دور دوم ریاست جمهوری خود به مردم مژده دادند که تا سال هزار و چهارصد یعنی پایان دولت، فقر مطلق در ایران ریشه کن خواهد شد یعنی اینکه مردم از منابع ضروری برای ادامه زندگی محروم نباشند و بتوانند از پس تامین نیازهای اساسی از قبیل خوراک، پوشاک و سرپناه بر بیایند ولی برخلاف نظر ایشان که در نشست خبری پس از انتخابات اردیبهشت عنوان شد، متاسفانه امروز رتبه دوم شاخص فلاکت را در سطح جهانی پس از ونزوئلا به خود اختصاص داده ایم مردم در تامین نیازهای اولیه خود ناتوان هستند.

در جایی دیگر ایشان بهبود وضعیت کسب و کار و کاهش بیکاری را وعده داده بود ولی متاسفانه اینجا هم شرایط بر میل ما ایرانیان نشد و نمی توان ادعای تغییرات بزرگ و اثر بخش را در حوزه کسب و کار تایید کرد. جناب شیخ وعده های دیگری نیز دادند که از کنار آنها می گذرم و به ادامه مطلب می پردازم . 

 

اکثر دولتمردان و افراد حاضر در کانون قدرت این مسائل و مشکلات اقتصادی جامعه ایرانی را ناشی از تحریم های یک جانبه و غیر قانونی دولت ایالات متحده می دانند که تا حدودی قابل پذیرش است و نمی توان تاثیرات مخرب این تحریم ها را کامل نادیده گرفت ولی آیا می توان همه مشکلات را ناشی از دشمن خارجی و سیاست های ظالمانه آنها دانست و تماما ذهن مردم را متوجه خارج از مرزهای جغرافیایی نمود؟

 

شاید مشکل امروز جامعه ایرانی فراتر از شخص یا گروهی خاص باشد، در دو دهه اخیر محمود احمدی نژاد از طیف اصولگرایان رادیکال و حسن روحانی با حمایت مستقیم اصلاح طلبان بر سر کار آمده اند که هر کدام حامیان و منتقدان خاص خود را دارند، ولی با تغییر دولت ها شاهد اتفاقات و تغییرات ملموسی به نفع دولت-ملت ایران نیستیم، و امروز همان اتفاقاتی رخ داده یا در حال رخ دادن است که با اندکی بالا یا پایین در پایان دولت محمود احمدی نژاد اتفاق افتاده بود و به همین منظور تفاوت چندانی وجود ندارد چه کسی از صندوق رای بیرون بیاید و بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند و شاید امروز هر کسی رئیس جمهور ایران بود این اتفاقات رخ می داد.

 

 من معتقدم باید ریشه اصلی مشکلات و آسیب ها را در جای دیگر یافت و آن را مورد جراحی قرار داد و ببینیم کجای کار می لنگد . 

ساختار سیاسی و روابط قدرت در ایران می تواند توسط حکومت با کمک صاحبنظران مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و اصلاحات لازم را با یک روند کاملا دموکراتیک و آزاد به انجام برساند، متاسفانه روابط قدرت در ایران کمتر بر مدار شایستگی و خرَد می چرخد، متاسفانه بیشتر بر محور افراد و گروه هایی که از طریق کانون های قدرت و محافل سیاسی به دنبال منافع فاسد اقتصادی خود هستند می گردد و این مشکل حل نخواهد شد مگر با تغییر برخی مناسبات قدرت، و تغییر در برخی قوانین و نهادهای قدرت و اما مسئله دیگری که بسیار حائز اهمیت است و  ایران امروز با آن دست و پنجه نرم می کند و باید ضامن ساختن فردای این مملکت باشند ، مسئله آموزش و پرورش نیروی انسانی است که متاسفانه این حوزه نیز به فراموشی سپرده شده و به حال خودش رها شده  یا برخی گروه های ذی نفوذ مانع تغییرات مثبت می شوند شوربختانه دانشگاه ها و مراکز آموزشی در مقاطع مختلف تحصیلی تبدیل به بنگاه های اقتصادی شده اند و گرادانندگان این مراکز به افراد مراجعه کننده بیشتر به چشم یک مشتری که بتوانند از او کسب درآمد کنند می نگرند تا یک سرمایه اجتماعی که قرار است فردای ایران را بسازد.

 

و در پایان اینکه اگر مدیریت جامعه ایی بر مدار خِرَد، عقلانیت، منافع ملی و قانون بچرخد قطعا آن جامعه روی سعادتمندی و نیک اقبالی را به خود خواهد دید و می توان به آینده آن امیدوار بود.


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان