طراحی سایت
تاريخ انتشار: 24 آبان 1398 - 09:09
دی سامی از بنزین می گوید:

داد خبر؛ دی سامی هم بعد هرگزی می‌خواس لاغر کنه که بنزین گرون‌آوی و نتونست پیاده روی کنه!! دی سامیه دیه، هرچی برهان خلفِ می‌شناسه واریش می کنه...

 

بنزین گیرون‌آوی، دی سامی قاچ آوی!

به گزارش داد خبر، دی سامی هم بعد هرگزی می‌خواس لاغر کنه که بنزین گرون‌آوی و نتونست پیاده روی کنه!! دی سامیه دیه، هرچی برهان خلفِ می‌شناسه واریش می کنه...

تعجب نکنیدا! دی سامی ما بعد پیاده روی باید پکورا بخاره و بنزین که گیرون واوی، بنزین هم گیرون واویده...

اما بشنوید ماجرا را:

 

داد خبر ـ دی سامی: از ساعتی که حرکت کردیم سی برازگون در نظر داشتم که صُوَل برم پیاده روی.

دیم وم گفت صوا صب گه معلوم ویمو بینم میری یانه؟ 

 بِالِخِره صب واوی چقه‌یم خُوم میمه اما تا دیم بنگم دا.

از ترس سراکو وُ سرزنش بعدش راساویدم و شال وقوامه کردم بر. 

اول تو آیفونه سی کردم بینم دی علی کیچه‌یه می پُیه یا نه؟!

دیدم هوا بِل تاریکه، کسی‌یم نی، اما همی که دره واز کردم یکشه یکی گفت: ها، خدا بره دی سامی صب گه کجا میری؟

گفتم عامو زلترکم کردیا!

مِی تو کار و زنده‌ای نداری که صب تا پسین کشیک مونه می‌دی؟

گفت سیکو دی سامی، مو صب تا وُ خو  راساووم، اول بویس بیام سرکی دم در بکشم، بعد نمازمه بخونم! 

 ایسو  ای گپله ول کو، بگو کجا می‌ری؟

گفتم سر قضا می‌رم پیاده روی، دِسَم بکش.

گِرد در آورد گفت مونم میام!

با ایکه رضام نبی پام بیا اما ور خوم گفتم هل دره پر سگه تا پام بیا؛ اِی خاسم عکسی‌یم بگیرم تا سیم بگیره.

 

خلاصه دوتایی حرکت کردیم تا رسیدیم ور پیاده‌رو روبرو بقالی وطن.

گفتم دی علی اینجو چقه گله؛ مرحبا وُ شهرداری مون.

گفت خیلی‌یم تعریف نده.

گفتم چطو؟

گفت دی سامی اینجو دم شهرداریه که ایقه قشنگه، تو سی تو محوطه شهرداری بکو که توسون و زمسون همی گرده یه و چقه قشنگه، تازه روبروشم چن تا طاق  زدنه و مشت گلی کاشتنه تا دره ی بیره تو حاشیه. هسی سیل مجسمه ی مهندسکو که شو اندر روز همونجو ویسکیده می‌کردم که چیشم و دوتا بنر دم شهرداری افتا.

گفتم دی علی تا بریم نزیک بینم چه نوشته گفت نمیخا بری خوم سیت می‌گم: ای هرروز بنر میزنن وُ خوشون تشکر میکنن مثلا مواز تو، تو از مو و همی مونی _ تونی ادامه داره....

گفتم مِی دروغ می‌دی؟ ای یکشه گپ علد زده بویی همی‌دَعفه‌یه.

 

 جلوتر که رفتیم چیشم اُفتا وُ دره ی کمال‌آواد که همه چی توش بی؛ فقط او ساعتکو آدم توش نفتاده بی که الوتن می‌گن یه آدمی‌یم یکشه چیشش ندیده و افتاده توش خدا بیامرز واویده.

یعنی از اشغال خونه تا مبل کانه وُ هر چی سیتون بگم توش بی.

آخو بگو اینایِ میریزین تو دره نمیگین کجا میره؟ غیر ایکه ره او می‌یَنده و دره طغیون میکنه.

 

خلاصه سیتون بگم که از اول کمال‌آواد سگ رفتمون نا تا رسوندمون پارک لاله...

دی علی همی که سرسره‌ی دی، تنگس بالاش.

نترسم ناهاشه بگیرم هر چی گفتم بیو دومن گفت بیلما، می همش سی بچیله؟  تا کودک درونم سی خوش کمی سرسره بیازه.

خلاصه و مکافاتی اوردمش دومن و رونه ش کردوم.

 

 همی‌طَهر که گیر گپ بیدیم، پیچیدیم خیابون دانش آموز.

چند متری نرفته بیدیم که بو دل انگیز پکورا راساوی؛ پیچسه چقه بوشم خاشه.

دی علی گفت اوفی پکورا

گفتم سرته بندا زیر زور بیا تا وش رداویم

حیف نی ایقه چربی سوزی کردیمه بعدش پکورا بخاریم؟ 

 گفت دی سامی خیلی خاشا تا بسونیم گفتم نویمو کشوندم بیرمش که از کنترلم خارجاوی خوشه ور داد تو پکورایی

 

هیچ دیه، نشسیم تو پارک پکورایم خاردیم

دی علی آخر کار پیل پکورایم وم اسد گفت مو نمی‌خاسمه امرو صحرا واوم سی محض تو اومدمه!

 تازه چربیم دارم نبایس پکورا بدادیم!

هیچ دیه، مدعی‌مم واوی

همی تو حرکتی اینستایه واز کردیم تا نوشته بنزین گیروناویده

 

 پکورا و گلل دم شهرداری و هوای خاش پاکش تو دهنم زهر مار آوی...

از ای ببعد بویس پی خر و گاری جوجا واویم.

قبل خدافظی‌یم گفتم دی علی ای چار تومن پکوراته بگیر دی‌یم پی مو صحرا نواوو

 گفت دی سامی کجای کاری پکورا دونه‌ای هفتصد تومن واویده...

گفتم وقتی بنزین سه تومن واویده چه توقعی و پکورا داریم؟!

تو مملکتی که عقاب پر بریزد از بانده ی لاغرو چه خیزد!


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان