طراحی سایت
تاريخ انتشار: 21 مهر 1398 - 05:56
روز حافظ در باشگاه نویسندگی شهرزاد

داد خبر؛ وجهی از نبوغ درخشان حافظ در تاثیرپذیری از شاعران دیگر، بکار گرفتن نیم مصراعِ مثلا فراقی از فلان شاعر و جا دادن دادنش در یک مصراع سراسر امید و شادمانی است.

ایوب مهر دوست: هیچ بیت و مصراعی در دیوان حافظ نیست که متأثر از دیگران نباشد

به گزارش داد خبر، طبق تقویم کشور ما، روز بیستم مهر بنام بزرگداشت حافظ ثبت شده است و هر سال مردم ایران بنا به تاثیری که این شاعر در زندگی مردم داشته است گرامی می دارند.

باشگاه نویسندگی شهرزاد در این روز با حضور ایوب مهردوست، حافظ پژوه هم استانی، جلسه ای مجازی تشکیل داد و گفتگویی پیرامون این روز داشتند که در زیر می خوانیم:

 

باشگاه نویسندگی شهرزاد: ضمن تقدیر و تشکر و گرامی داشت این روز، برای شروع از جناب مهردوست می خواهیم پیرامون تصحیح‌هایی که از حافظ شده است لطفا توضیحی دهید و اینکه خودشان کدام تصحیح را می‌پسندید؟

 

ایوب مهردوست: دیوانِ خواجهٔ شیراز عالی‌ترین جلوه‌گاهِ هنرورزی و سخنوری ایرانی است و ایضا ستبرترین درختِ اندیشگی در تمدنِ ایرانی-اسلامی. گرامی می‌دارم این روز را که متصف است به نامِ زوال‌ناپذیرِ حافظِ خوش‌لهجهٔ ما.

 

نخستین تصحیح علمیِ دیوان در سال ۱۳۲۰ توسط علامهٔ قزوینی سامان یافت. کهن‌ترین نسخهٔ خطیِ کاملِ شناخته شدهٔ آن روزگار دستنویسی بود مورخِ ۸۲۷ که ۳۵ سال بعد از مرگ حافظ کتابت شده بود. از آن روز تا روز‌گار ما ده‌ها نسخهٔ کامل و ناقص از دیوانِ حافظ در سرتاسر دنیا کشف و نقد و معرفی شده و پشتوانهٔ تصیحیحاتِ نوآیینِ دیوان قرار گرفته است. از جمله «حافظ به سعیِ سایه» کوششِ پر ارجِ شاعر نامدارِ معاصر. من البته حاصل کار سایه را کاری تا حدی علمی و بیشتر متذوقانه می‌دانم. تصحیح نامبُردار دیگر از بزرگترین نسخه‌شناسِ دیوان حافظ یعنی زنده‌یاد استاد سلیم نیساری است که به اعتبارِ ۵۰ نسخهٔ خطی قرنِ نهم شکل گرفته است. عیب بزرگ کار نیساری به گمان من زیرپا گذاشتن اصول و قواعدی است که خودِ مصحح برایِ کار خود برگزیده است. مصحح بارها ضبط‌هایِ کهن و اصیل دستنویس‌ها را به حاشیه و نویسش‌های ضعیف را به متن بُرده است. ضمن اینکه ابیات مدحیِ حافظ را هم که اضافه بر متن تشخیص داده کارِ غلط اندر غلطی است. چون حافظ بیش از ۱۰۰ غزل مدحی دارد. تصحیح دیگر که به گمانم بیش از همه اعتبار دارد تصحیح استاد پرویز ناتل خانلری است. تصحیحی که به اعتبار ۱۴ نسخهٔ کهن سامان آمده و بی‌شک در میان تصحیحاتِ پیشگفته قاعده‌مند‌ترین و استوارترینِ کارهاست. اما تصحیح نهایی به گمان من ازآن استاد رشید عیوضی است. تصحیح عیوضی تقریبا همان تصحیح خانلری است. با این تفاوت که خطا‌ها و لغزش‌های خانلری را جبران کرده و از هر حیث بر دیگر تصحیحات دیوان تفوق و برتری دارد. نه انقیادِ کامل نسبت به نسخه‌ای دارد و نه دست ذوق را بی‌اندازه باز نهاده. افسوس که چنان رواست این تصحیح در میان کافّهٔ عوام و خواص رواج نیافته است.




باشگاه نویسندگی شهرزاد: اما سوالی که ذهن بسیاری را مشغول خود کرده‌است تاثیر حافظ از دیگر شاعران است. یا به نوعی دیگر بخواهیم بگوییم، استفاده حافظ از اشعار دیگران است.

در دیوان حافظ، ما از رودکی داریم تا خواجو که هم‌کلام با حافظ بوده است و این استفاده از اشعار دیگران چنان است که اگر بخواهیم آنها یا محتوای آنها را از این دیوان بگیریم، عملا شاید چیزی از دیوان حافظ نماند.

برای مثال حافظ حتی از ناصر بخارایی که فکر می‌کنم هم‌عصر ایشان هم بوده، بیتی معروف گرفته است که بر سنگ قبرش هم نقش بسته

ناصر بخارایی:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

حافظ:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

یعنی حافظ در اینجا فقط فعل آخر که شد بوده‌است را بود کرده!

حال ما با دو موضوع سر و کار داریم

اول اینکه، اگر بپذیریم حافظ تمامی این آثار را مطالعه کرده‌است، در گذشته با توجه به محدودیت‌ها چگونه این همه کتاب برای ایشان فراهم بوده است؟

دوم اینکه آیا حافظ با تاثیر از این اشعار شعر سروده است یا اینکه هنگام سرایش شعر از این اشعار سود برده‌است؟

 

ایوب مهردوست: حافظ از دلِ یک سنتِ دیرین بیرون آمده و شرطِ شناختِ او شناخت متونِ ادبی و عرفانیِ پیش ازوست. آقای فتحی! در مقدمهٔ محمدِ گلندام -جامعِ دیوان و همدرسِ خواجه- آمده شغلِ حافظ «تحصینِ قوانینِ ادب  و تحسینِ دواوینِ عرب» بوده است. یعنی خواجه ما همه عمر را صرفِ  شعر و اندیشیدن به شعر کرده است. ما امروزه حتی نام بسیاری از کتاب‌هایِ خواندهٔ شدهٔ حافظ را هم می‌دانیم. این‌که به چه شیوه و طریقی بدین آثار دسترسی داشته بر من پوشیده است؛ چه بسا بتوان گفت نزدیکی و قرابتِ خواجه به دربارِ آل اینجو و مظفریان امکان بهره بردن از کتابخانهٔ سلطنتی را برایِ او فراهم کرده باشد.

 

در باب تاثیر حافظ از دیگران هم گفته‌ها فراوان است. هیچ بیت و مصراعی در دیوان حافظ نیست که متأثر از دیگران نباشد. اما گفته‌اند اگر کسی مضمون یا بیتی را از دیگری و بهتر بیاراید و جلوه دهد اوست که صاحبِ مضمون است. ازین چشم‌انداز اشعارِ خواجه ملکِ طِلق اوست و نه هیچ‌کسِ دیگر. اهمیت حافظ هم دقیقا در همین نوع انتخاب و گزینش است. حافظ، نظامی و خاقانی نیست که ۳۰ درصد ترکیبات شعریِ خود را، خود خلق کرده باشد. اهمیت او در گره زدن و عرضه کردن است و بس. وجهی از نبوغ درخشان حافظ در تاثیرپذیری از شاعران دیگر، بکار گرفتن نیم مصراعِ مثلا فراقی از فلان شاعر و جا دادن دادنش در یک مصراع سراسر امید و شادمانی است. شما وقتی آن مصراع را در دیوان فلان شاعر می‌یابید می‌بینید توصیفِ هجران و زهر و سیاهی و رقّت است؛ در حالی که خواجهٔ ما این معنی را در عکسِ معنایِ اصلی خود بکار گرفته. حیرت‌آور است. شم زبانی او مثل و مانند ندارد. در عوالم و حالاتِ روحی و روانی مختلف، این حافظهٔ جهنمی اوست که بخشی از اشعارِ دیگر شاعران را احضار کرده و در کورهٔ خلاقیتِ شعرِ خود می‌ریخته است.

 

باشگاه نویسندگی شهرزاد:  تفاوت زلف و گیسو در اشعار حافظ چیست؟

 

مهردوست ایوب: درود بر شما. به واقع هیچ تفاوتی نیست. شاعران هم ازین الفاظ مطلقِ «مو» را اراده می‌کرده‌اند. ممکن است در بیتی بنا به زمینهٔ کلِ مو و در بیتی دیگر هم ارادهٔ تارِ مو را کرده باشد. ولی حافظ هرگاه می‌خواد «تارِ مو» و نه خود «مو» را اراده می‌کند. از عبارتِ «تار مو» استفاده می‌کند می‌گوید

«هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی

مشکل توان نشستن در این چنین دیاری»


باشگاه نویسندگی شهرزاد: سپاس بزرگوار. واقعیت آنست که وقتی  کتاب شاهدبازی دکتر سیروس شمیسا را که میخوانیم،  به این قسمت برمی خوریم. پس از آشنایی با این کتاب، متاسفانه بسیاری دیگر نمی توانند با معشوق زمینی حافظ ارتباط برقرار کنند. قسمت مرتبط با سوال در عکس مشخص است.

 

ایوب مهردوست: کتابِ شمیسا هزار و یک تا سوراخ دارد. ابیات فراوانی در دیوان خواجه هست که زن بودن مخاطب را روشن می‌کند. در مآل اما معشوق شعر پارسی هیأت مردانه دارد ولی لزوما به معنی همجنس‌بازی و همجنس‌گرایی و این قبیل آلودگی‌ها نیست. لفظ «پسر؛ شاهد، کودک، طفل» و همه نظایرش بیانگر نوعی زیبایی بکر و پاک و دست‌ناخورده است.

اگر کسی حکمت ذوقی ما را خوب نخوانده باشد کتاب سیروس شمیسا برایِ او در حکم سم است. به راحتی می‌تواند کسی را به کژراهه بیندازد

 


باشگاه نویسندگی شهرزاد: شما معتقد هستید دکتر شمیسا خود هم به کژراهه رفته است؟

 

ایوب مهردوست: نه. شمیسا یک استادِ پُرکار و پرنویس است. خواست او فقط ریشه‌یابی قضیه بوده نه القایِ شاهدبازی حافظ و سعدی. هرچند شاهدبازی در وجه عرفانیش خود یک حُسن و فضیلت است. ولی در ریخت مرسومش نوعی بداخلاقی و تباهی است

 

 

باشگاه نویسندگی شهرزاد: آیا حافظ می و شراب می خورده?

 

مهردوست ایوب: نقد مدرن به هیچ ناقد و خواننده‌ای اجازهٔ نیت‌خوانی نمی‌دهد. این‌که خواجه اهل باده بوده یا خیر هم باید حواله به قیامت و پرسش از خودِ خواجه کرد. ولی ابیاتی مشعر بر تجربهٔ باده‌نوشی در غزلِ حافظ کم نیست و همین ابیات و البته غلو او خمریات مایهٔ این بحث و جدل‌هایِ بیهوده شده است.

 

 

باشگاه نویسندگی شهرزاد: چرا حافظ را شاعر رازها میگویند؟

 

ایوب مهردوست: من نشنیده‌ام. اگرم در بین معاصران کسی چنین لقبی به حافظ داده باشد تنها یک مفهومِ قراردادی است و بس.

 

 

باشگاه نویسندگی شهرزاد: با سپاس از تمامی دوستان که در این گفتگو شرکت نمودند و تشکر خاص از جناب مهردوست

جناب مهردوست ، برای جمع بندی اگر امکان دارد کتابها و منابع پیرامون حافظ که در دست دارید را نیز معرفی نمایید.

 

ایوب مهردوست: اگر کسی خواست حافظ را به طور تخصصی دنبال کند، می تواند با این منابع و مآخذِ حافظ‌شناسی آغاز کند:

 

دیوان حافظ به تصحیح خانلری


دیوان حافظ به تصحیح سلیم نیساری



حافظ مصححِ علامه قزوینی. در بازار کتاب تمام‌ حافظ‌های موجود از روی همین تصحیح خانلری استنساخ شده ولی هیچکدام ارزش علمی ندارند. تصحیح قزوینی رو فقط از انتشاراتِ اساطیر یا زوار تهیه کنید. الباقی چاپ‌ها فاقدِ وجاهت علمی است



حافظ به سعیِ سایه



کتاب حاضر کهن‌ترین نسخهٔ خطیِ کاملِ شناخته شدهٔ دیوانِ حافظ مورخِ ۸۰۱ هجری است که تنها ۹ سال بعد از مرگ خواجه کتابت شده است


تصویری از این نسخهٔ خطیِ کهن

 

فرهنگ‌هایِ دیوان حافظ:


فرهنگ واژه‌نمای دیوان حافظ براساس چاپ خانلری از استاد مهین‌دخت صدیقیان



فرهنگ «این راه بی‌نهایت» از بهرام اشتری نه تنها بهترین فرهنگِ بسامدیِ دیوان حافظ که بهترین فرهنگی است که تا کنون برایِ یک متن منظومِ پارسی تدوین شده است

 

تاریخ و زمانهٔ حافظ:

بیشتر عمر حافظ در دورهٔ یک حکمران محلی به نام مظفریان گذشت. این کتاب شما را به حوادث این دوره و زمان و زندگانی حافظ به خوبی آشنا می‌کند.



مهم‌ترین کتاب درین حوزه اما کتابِ مستطابِ مرحوم قاسمِ غنی است



کتابِ مهم دیگر درین حوزه کار استاد معین است که با گذشتِ سالیان همچنان در موارد بسیاری قابلِ اعتبار و استناد است



آخرین کتاب مهم مربوط به زندگانی خواجه این کار کم‌نظیر استاد عبدالحسینِ زرین‌کوب است



اگر با حافظ آشنایی عمیقی ندارید با این کتاب شروع کنید. کتابی کم حجم ولی تقریبا هر آنچه خواننده باید بداند در آن مُدرج است



این دو کتابم بسیار مهم و سودمند هستند

 

و چند شرحِ کامل و گزیدهٔ دیوان حافظ:








 

 

اگر تمایل دارید آرمگاه حافظ را مطالعه کنید و نمادهای آن دریابید حتما این کتاب را بخوانید:


















دانشنامهٔ حافظ و حافظ‌پژوهی هم که آخرین کار قابلِ توجه این قلمرو است




 


نظرات کاربران
عباس حدود 1 ماه قبل گفت:
درود بر آقای مهر دوست
هما حدود 1 ماه قبل گفت:
عالی.بود من خودم هم حافظ را دوست دارم💞
و این عکس ها خیلی زبا هستند☺😊☺
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان