طراحی سایت
تاريخ انتشار: 05 خرداد 1398 - 04:04
چند کلامی از انتخابات

دات نیوز؛ آنچه تا کنون دیده ایم این است که هرگز تخصص، تعهد، کارآمدی و توانمندی در قاموس سیاسیون نمی گنجد و جز باند و جناح و طیف و گروه به چیزی نمی اندیشند . تکیلف سیاسیون با خودشان و مردم بسیار روشن است و آن اینکه مردم در قاموس سیاسیون جز پیاده نظامانی برای روز جمعه و فراموش شوندگان روز شنبه نبوده و نیستند و این رویه را پایانی نیست و بر ایشان هم انتقادی ندارم چرا که کالایشان را عرضه و مردم خریداری می کنند و هیچ گلایه ای هم ندارم.

انتخاب کنیم یا سیاسی بازی؟

دات نیوز ـ داریوش محبی: از مهمترین و سرنوشت ساز ترین اقدام و انتخابی که بشر با آن روبروست همانا پروسه انتخابات خواه ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی یا شوراهای شهر و روستا و... می باشد. شهروندان آگاهانه برای رسیدن به خواسته های قانونی و به حق خویش در فرآیند انتخابات، وکیل یا وکلایی بر می گزینند تا پیگیر امور و مطالبات به حق موکلینی که به پای صندوق‌های رأی آمدند باشند. 

از عمر با برکت انقلاب اسلامی ۴۰ سال می گذرد و تقریبا سالی یک انتخابات پشت سر گذاشته ایم و گزینش هایی داشته ایم که در بیشتر آنها اشتباه کرده و آنچ را که سزاوار است انتخاب نکرده ایم . اینکه چرا انتخاب های ما همواره از بین بد و بدتر بوده را در این نوشتار بدان نمی پردازم که مجالی دیگر می طلبد اما نیک آگاهیم که سیاسیون یا بهتر بگویم سیاست پیشگان و سیاست معاشان در انتخاب های ما نقش اساسی داشته اند. کلمه سیاست پیشه و سیاست معاش را بدین سبب استفاده  نموده ام چون که هستند جماعتی که به سیاست همچون کالا می نگرند و در هنگامه انتخابات پدیدار می شوند و پس از پایان انتخابات بهره بردار اصلی آنها هستند نه مردم. 

 

 در این نوشتار می کوشم تا به دو روی این سکه یعنی دوره گردان بازار مکاره سیاست و شهروندان بپردازم.

اصولا سیاست در کشور ما هرچند از ساز و کار قانونی برخوردار است اما ساختار سیاسی که حزب و حزب گرایی و احزاب و تشکل های حزبی را معنا می بخشد بصورت واقعی  رسمیت نمی یابد و صرفا کرکره ای و موسمی است که هنگام انتخابات بروز و نمود پیدا می کنند و سیاست معاشان کرکره های دکان سیاست را بالا کشیده و آب و جارویی می زنند تا اینکه یار که را خواهد و میلش به که باشد! برخی ها اول صبحی کاسب می شوند و چون باور دارند که دشت اول نباید نسیه باشد بنابراین فال نخست را نقدی کاسب می شوند ،گروهی دیگر هم در طی روز و بسته به کالایی که در بساط دارند به سودی دست می یابند و عده ای تا سرچراغی هم که باشد بالاخره از این بازار مکاره در حد توان به سودی می برند و عجب آشفته بازاری است این بازار سیاست. 

 

در این میان اما برخی که شاخک هایشان بسیار حساس است و پرچم شان مشتاق خنک نسیمی است با رصد کردن اوضاع و به لطف بادنماهای قوی که دارند جهت را شناخته و پرچم هایشان را در مسیر برافراشته می کنند و از شما چه پنهان که اینان بسیار سود می برند و به بیان دیگر، دیگر همگنانشان باید از پس مانده های خوان اینان ریزه خواری کنند . جماعتی هم در بین سیاسیون هستند که ایشان را سیاسیون اندیشه ای می خوانم و در مقابل سیاسیون پیشه ای می دانم که اینان رنجبران بازار مکاره سیاست هستند که چون پیشه ای و کاسب نبوده اند از محبوبیتی در بین مردم برخوردارند و در آوردگاه انتخابات همچون پیاده نظام عمل می کنند و نه خود در پی سودند و نه کسی سودی برایشان در نظر دارد و این جماعت در کنار شهروندان، همواره بازندگان اصلی هستند چرا که اسباب میدان داری سیاست پیشه گان می شوند.

باری! آیا براستی تا کنون از خود پرسیده ایم چرا همیشه کاسبان سیاسی انتخابات صحنه گردانی می کنند و هرچند که مردم از عملکردشان رضایت ندارند اما همواره باید این جماعت سیاست پیشه و سوداگر بر شهروندان اثرگذار باشند و برای سرنوشت مردم نسخه بپیچند؟ نسخه ای که هرگز شفا نداده و دیگر امیدی به شفایش نیست.

 

مخلص بر این باورم که چون سیاست زدگی بر تمامی عرصه های اجتماعی سایه افکنده  و زمینه ی میدان داری سیاست پیشه گان را فرهم می نماید و دیگر آنها نیستند که تصمیم گیری می کنند بلکه بر اساس برآیند و خروجی رفتارها، نوشتارها، گفتمان ها و شرایط حاکم بر فضای موجود قدرت خودنمایی و جلوه گری می یابند و در نهایت این مردم هستند که زمینه ساز تداوم سودجویی سیاسیون موسمی و مدعی هستند و همیشه بانگ بر می آورند که این "ما" هستیم که هزینه داده ایم و شما کجای جریان سیاسی بوده و هستید که ما را مورد پرسش قرار می دهید؟ خودکامگی و خودشیفتگی هم اندازه ای دارد!

 به من بگویید کدام هزینه؟ لابد مرادتان از هزینه دادن همان هزینه هایی است که برای کاندیداهای پول سالارتان، مردم فریبی کرده و از جیب لیدرهای انتخاباتی که پول های بادآورده را در انتخابات هزینه می کنند هستید که اگر این گونه است بله شما هزینه داده اید و صد البته درآمد سرشار هم نصیب تان گشته که اگر سودآوری برایتان نداشت و درصد برگشت هزینه کردها اندک بود یا حتی به نرخ مرسوم بانکی 18 تا 21 درصد بود که  به یقین عطای انتخابات را بر لقایش می بخشیدید!

دستاورد این همه سیاست زدگی و وابستگی انتخابات به سیاست و جناح ها و باندها برای جامعه و مردم چه بوده است؟ چه لطفی برای شهروندان داشته است؟ آیا سیاست تا کنون توانسته برای اشتغال، معیشت، مسکن، امنیت، بالارفتن سن ازدواج، کاهش نرخ طلاق، کاهش نرخ کودکان کار، توانمند سازی خانواده های بد سرپرست، کاهش اعتیاد، رانت ها و اختلاس ها و... چاره ای اندیشه کند؟ به والله قسم اولویت مملکت ما سیاست بازی نیست که اگر می بود باید ساختارش و زیر ساخت هایش را مهیا می کردند.

 

 سیاستگذاری در حوزه های رفاه و امنیت، سلامت و محیط زیست و .... را با سیاسی بازی اشتباه نگیرید که تفاوت " از زمین تا آسمان است".

چرا سیاسیون محترم تا روز جمعه انتخابات، سینه چاک انتخابات هستند و مردم را می پرستند اما از روز شنبه مردم هستند که باید تعظیم کنند و برای آنها وقت ملاقات بگیرند چرخش در روش آنهم در کمتر از یک روز واقعا قابل تامل است. دیگر مردم به پشیزی در نزد جماعت سیاست پیشه نیارزند و به سخره گرفته شده و بازیچه می شوند؟ در هنگام انتخابات هزاران وعده می دهند و در پسا انتخابات با سهم خواهی و سهم گیری خود در پاسخ به جوانان فریب خورده انتخابات و فعالان ستادی دیروز و بیکاران امروز می گویند مگر ما اداره کار و دفتر کاریابی هستیم؟ آری شما کار چاق کن هستید و نه کارآفرین! دغدغه خود دارید نه سودای خدمت به خلق!

 

 فردای انتخابات سیاست پیشه گان دو دسته می شوند ، گروهی به سودآوری رسیده و مناصب را بدست آورده و امتیازات را دشت کرده و منافع شان تامین گشته و به به و چه چه کنان خوش فرمانی کنند و منتقدین را انگ باران و تهمت کش کنند و عرصه را بر هر صدای منتقدی تنگ کنند و گروهی دیگر از این خوان نعمت و غنایم این آوردگاه بی بهره و ناکام اند و بر طبل مخالفت می کوبند و سونامی بیانیه های حمایتی و تخریبی چنان فضا را به تسخیر در آورده که بیا و ببین. 

براستی تا کنون از خود پرسیده اید چرا در بیانیه های سیاسیون از درد و رنج شهروندان نشانی نیست؟ چرا بیانیه های جناح های سیاسی صرفا برای انتصاب های غیر هم جناح توسط مدیران و دولت همسو بوده و جز بر سهم خواهی و سهم طلبی و تمامیت خواهی فردی و حزبی چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود؟ چرا تا کنون اگر مدیری یا دولتی همسو با سیاسیون، فردی کاردان و متعهد و توانمند از جناح مقابل را به جای فردی ناکارآمد و ضعیف از جریان همسو برگزید بیانیه حمایتی صادر نمی شود؟ چرا سیاست پیشه گان حاضرند فرصت خدمتگزاری به مردم هدر رفته و بسوزد اما فردی از جریان سیاسی متبوعشان که کارآمدی نداشته و وجودش خسران است را بر نیروی توانمند غیر جناحی ترجیح می دهند ؟ 

 

آنچه تا کنون دیده ایم این است که هرگز تخصص، تعهد، کارآمدی و توانمندی در قاموس سیاسیون نمی گنجد و جز باند و جناح و طیف و گروه به چیزی نمی اندیشند . تکیلف سیاسیون با خودشان و مردم بسیار روشن است و آن اینکه مردم در قاموس سیاسیون جز پیاده نظامانی برای روز جمعه و فراموش شوندگان روز شنبه نبوده و نیستند و این رویه را پایانی نیست و بر ایشان هم انتقادی ندارم چرا که کالایشان را عرضه و مردم خریداری می کنند و هیچ گلایه ای هم ندارم.

اما از شهروندان بسیار گله مندم که تا به کی باید بر این بازار مکاره پایانی نباشد؟

 تا به کی باید سرنوشت خویش به دست منفغت طلبانی که جز بازی های سیاسی و منافع فردی و جناحی به چیزی نمی اندیشند را باید برای تعیین سرنوست مان مختار و قیم کنیم؟ 

 

این جماعت تا به امروز نتوانسته اند برای مردم و با مردم باشند و حتی نتوانسته اند با خود هم باشند بنابراین یکبار هم که شده دست رد به سینه سیاست پیشه گان جناح های بی جناب زده  و در آوردگاه سرنوشت ساز انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش رو فارغ از بازی گردانی های سیاسی دست به انتخابی زنیم که بر انتخاب خود آفرین گوییم و پشیمانی در پی نداشته باشد و انتخابی باشد هوشمندانه، منطقی و خردگرایانه تا رخت نمایندگی بر قامت کسی بپوشانیم که لیاقت وکالت این مردم بزرگ، صبور و نجیب را داشته باشد . مردم ما همواره نشان داده اند که اگر اراده کنند هر کاری شدنی است و این بار اراده را بر "نه به سیاسی بازی" استوار کنیم و سیاست معاشان جهت دار شمالی جنوبی، بالایی پایینی، دست راستی و دست چپی را نه بگوییم و این بار ورا و فرای نام ها و نشان های گول زننده و جناح های فصلی، به تخصص، توانمندی، تعهد و پیشینیه مدیریتی پاک و شفاف رای دهیم تا خسرالدنیا و الاخره نباشیم.

 

سیاسیون جهت دار اگر راست می گفتند و می گویند و هدف شان خدمت به خلق است پس این همه باندک های قارچی سیاسی و حزب و گروه و دسته و جماعت یک شبه که از دل یکی، چندین گروه انشعاب یافته است برای چیست؟ کجای کارشان می لنگد که چنین انشقاق ها و انشعاب هایی رخ می دهد غیر از برای به دنبال "فلفل سیاه" فرستادن است ؟ کسانی که از یک جناح و یک طیف و تا دیروز در یک تشکل بوده و امروز پنجه در روی هم می کشند و همه از وجود منفعت طلبان و کاسبان و سوداگران درون حزبی خود می گویند، همه از این واژگونی سیاسی است  و شاه بیت غزل شان شده سهم خواهی بیشتر که هیچوقت هم حاضر به شفاف سازی و ارزیابی عملکردشان در حضور مردم هم نیستند و مردم را نا محرم می دانند و می گویند مسایل درون خانه ای را بازگو نکنیم .

 آری شما ها همه یک خانواده هستید ، خانواده ای مردم گریز و منفعت طلب. پس ما شهروندان که امروز کف داشته های علمی مان کارشناسی و ظرفیت های انسانی مان مهارت پیشه است و داعیه ساختن مام وطن داریم بیاییم این بار آگاهانه و هوشمندانه  به سیاست معاشان و گزینه  هایشان که با ابزار پول و تکیه بر قدرت به عرصه آمده اند یک " نه " بزرگ گفته و لبیک گویان پشت سر افراد کاردان و خبره، سالم و پاک دست، مردم پسند و نه مردم گزند بایستیم، آنانی که سرمایه شان تخصص، توانمندی، برنامه، پاکدستی، تجربه و پیشینه نیک است، نه آنانی که دلخوش به هزینه های بادآورده میلیاردی و تکیه به اصحاب زر و زور است.

 

دیگر حق اشتباه کردن نداریم و اگر چنان کردیم دیگران را سرزنش نکنیم بلکه آن که سزاوار نکوهش و شماتت است خودمانیم که با خود بد می کنیم.

سرنوشت مان در دست خودمان است پس یا علی گوییم با "نه" بزرگ به سوداگران و معامله گران سیاسی که بر روی مردم و سرنوشت شان قمار می زنند به انتخابی بهین و شایسته دست بزنیم که "گام دوم" گام اصلی و مهم این نظام در شرایط پیش روست.

 

 


نظرات کاربران
الف.ب 7 ماه قبل گفت:
درود بر جناب محبی که حق مطلب را ادا کردند اما کو گوش شنوایی! !!!
منصور 7 ماه قبل گفت:
سلام ککا گلایه نکن خودت همیشه مبلغ جنس بدلی بوده ای وانداختن این اجناس بدلی به مردم نقش افرینی کرده ای
منصور 7 ماه قبل گفت:
ودر انداختن اجناس بدلی
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان