تاريخ انتشار: 12 اسفند 1400 - 15:24
در هفتمین روز کوچ

داد خبر؛ تقدیم به دوست خوبم احسان مبارکی که وقتی از دکتر می‌گوید، فقط زبانش حرف نمی‌زند بلکه چشمانش سخن می‌گوید. دستانش سرود می‌خواند و تمام اعضای بدنش شعر می‌شود.

چکامه‌ای برای دکتر یدالله حاجی‌زادگان

 

داد خبر ـ اسفندیار فتحی: چندی پیش مطلبی بدستم رسید با این تیتر که «اُف بر شما که با ریختن خون مردم انتظار فرش قرمز خدا را دارید»  

 مطلب پیرامون ظلم و ستم طالبان بود که نمونه آن به دفتر «داد خبر» زیاد ارسال می‌شد. اما آنچه این مطلب را متمایز می‌کرد، نام بزرگ دکتر یدالله حاجی‌زادگان بود و عمق نوشته که نشان از مطالعه فراوان نویسنده داشت.

با افتخار آن را در سایت منتشر کردیم و این مطلب باعث شد سری به صفحه اینستاگرام دکتر بزنم و از قلم ایشان بیشتر بهره ببرم.


یدالله حاجی‌زادگان بزرگ شده‌ی محله‌ی خضر در برازجان و از اولین دکترهای این شهر که غیر از طبابت مردمداری او زبانزد عام و خاص بود.


اسم دکتر حاجی‌زادگان که می‌آمد، آدم دلش قرص می‌شد که طبیبی در این شهر هست، مردم به او اعتماد دارند و نام و حضورش به آنها آرامش می‌دهد.

 

من دکتر حاجی‌زادگان را از نزدیک نمی‌شناختم اما تعریف و تمجید مردم از او، همیشه در من کششی بوجود آورده‌بود که ناخودآگاه مشتاق دیدنش باشم.


خیلی چیزها دیدن و شنیدنشان لذت‌بخش است. مثل گل، دریا، کوه و لبخند، حرفهای خوب و بسیاری چیزهای دیگر که به آدم حس آرامش و شادی می‌دهد. اما انسانهایی هستند که دیدنشان جز شادی و آرامش و لذت، حس پرواز را به تو القا می‌کنند. بعد از دیدارشان حس می‌کنی که سبکبال شده‌ای و می‌توانی به‌پرواز درآیی

و اینگونه است که دنبال بهانه‌ای می‌گردی تا آنها را ببینی.

دکتر حاجی‌زادگان نیز از جمله همین آدمها بود. او جدا از طبیب بودن انسانی بود که آدم دنبال بهانه‌ای می‌گشت تا او را ببیند ولو به مریض شدنت بینجامد.

دیدن آدمهای خوب مثل نگاه خدا به انسان است و دکتر حاجی‌زادگان نگاه خدا بر مردم دشتستان بود. طبیبی بود که پیش از آنکه داروهایش موثر باشد، نامش و دیدنش درمان بود.

نام دکتر یدالله حاجی‌زادگان می‌تواند سند اعتبار یک شهر باشد و من به خود می‌بالم که همشهری ایشان هستم.

 

 


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار