تاريخ انتشار: 07 بهمن 1400 - 17:32
نگاهی کلی به اولین کتاب مجید کمالی‌پور

داد خبر؛ کمالی‌پور داستان‌نویسی را حرفه‌ای دنبال نمی‌کند اما مطالعه‌ی خوب، شناخت کلمات و قدرت تخیل بالای او، مخاطب را وادار به واکنش و خواندن اثر او می‌کند. وقتی کتاب «ریلک» را می‌خوانیم متوجه می‌شویم کمالی‌پور ذاتا داستان‌نویس است.

ریلک، یادگار عصمت غمگین اعصار؛ راوی قصه‌های شاد و شیرین

 

داد خبر ـ اسفندیار فتحی: امروز چه بسا همسایه‌هایی که اگر فضای مجازی و اپلیکیشن‌های متفاوت نبود، همدیگر را هم نمی‌شناختند.

برای من و مجید کمالی‌پور نیز همینگونه بود و شاید اگر فیس‌بوک و پس از آن دیگر راههای مجازی نبود هرگز دوستی ما اینگونه شکل نمی‌گرفت تا امروز فراتر از فضای مجازی رفت و آمدها شکل گیرد.


اما اکنون آنچه می‌خواهم بنویسم فارغ از دوستی‌ها، ارتباطات مجازی و حقیقی‌ست. باید از چاپ اولین کتاب کمالی‌پور بنویسم و قطعا نوشتن درباره آثار کسانی که دوستشان داریم سخت است. با این وجود آنچه در زیر بصورت کلی می‌آید، با خواندن کامل کتاب ریلک در دو نوبت است که اول برای لذت بردن و دوم برای نقد خوانده‌ام.

 

«ریلک» اولین کتاب مجید کمالی‌پور در 240 صفحه توسط نشر «کتاب هرمز» به‌چاپ رسیده است که شامل 20 داستان و 19 سفرنامه است.

کمالی‌پور در «سخن نویسنده» این کتاب را «کوله‌بار خاطراتی از سالهایی که پشت سر گذاشته» معرفی می‌کند. اما این خاطرات وقتی با تخیل نویسنده همراه می‌شود، فضاسازی و شخصیتها از آنِ نویسنده می‌شود و داستان شکل می‌گیرد.


کمالی‌پور داستان‌نویسی را حرفه‌ای دنبال نمی‌کند اما مطالعه‌ی خوب، شناخت کلمات و قدرت تخیل بالای او، مخاطب را وادار به واکنش و خواندن اثر او می‌کند. وقتی کتاب «ریلک» را می‌خوانیم متوجه می‌شویم کمالی‌پور ذاتا داستان‌نویس است. سفرنامه‌های او نیز داستان هستند و در سفرنامه‌ها نیز خیال دست از سر قلم نویسنده برنمی‌دارد.


«ریلک» مجموعه‌ای از شخصیتهای قدیم شهر برازجان و شهرستان دشتستان است در مکانهایی کاملا حقیقی و قابل تصور (با توجه به توصیفات نویسنده)، که در ماجراهایی حقیقی ـ تخیلی قرار می‌گیرند و پرورش می‌یابند.

 

راوی شخص مجید کمالی‌پور است و در تمامی داستانها او را می‌بینیم. حضور او آنقدر پر رنگ است که حتی در داستانهایی که پیش از تولد نویسنده رخ داده، باز سایه‌ی او را مشاهده می‌کنیم که آن گوشه ایستاده و گاهی با حسرت و گاهی با شوق و ذوق ماجراها را دنبال می‌کند.

 

شخصیت پدر، مادر و یک «تو» بالاترین نقش را در داستانهای کمالیپور ایفا می‌کنند. دلبستگی نویسنده به پدر غیرقابل انکار است و وقتی که از مادر میگوید همان بچه‌ی کوچکی می‌شود که باید برود بازار و برای مادر خرید کند.

اما قضیه‌ی «تو» متفاوت است. «تو» همان مطلوب خیالی نویسنده‌است که هر جا حرفی از عشق و دلدادگی باشد حضور پیدا می‌کند و اگر هم شکل و شمایل و نامش تغییر کند، احساس راوی به او تغییر نمی‌کند.

 

نویسنده داستانها را با دو زاویه‌ی دید اول شخص و سوم شخص نوشته است. در داستانهای با زاویه‌ی دید اول شخص، نویسنده راوی می‌باشد و گاهی هم قهرمان داستان است که خواننده راحت‌ با او همراه می‌شود.

در داستانهای با زاویه‌ی دید سوم شخص یا همان دانای کل نوشته شده‌است، هرچند راوی خارج از داستان است اما گاها وارد داستان می‌شود و به نوعی حضور نویسنده را در داستان مشاهده می‌کنیم که روال طبیعی داستان را دستخوش تغییر می‌کند و این می‌تواند ایرادی بر بعضی داستانها باشد.

 

از نظر من «ریلک» فارغ از جنبه‌ی ادبی، کتابی تاریخی‌ست که هرچند هم‌اکنون نیز ارزش خاص خود را دارد ولی دهه‌های بعد ارزش تاریخی آن در جهت زنده نگه‌داشتن، فرهنگ، شخصیت‌ها و اتفاقات یک منطقه، نمایان‌تر خواهد شد. فرهنگی که سادگی، صمیمیت و ارزشهای انسانی در آن موج می‌زند.

بسیار شخصیتهای منطقه‌ی دشتستان که فقط بصورت شفاهی از پیرمردها می‌شنویم در داستانهای کمالی‌پور جاودان شده‌اند و از نظر من این بومی‌گرایی در داستانها شاخص‌ترین ارزش کتاب «ریلک» است.


با آرزوی موفقیت و چاپ کتابهای دیگر از دوست خوبم مجید کمالی‌پور

اسفندیار فتحی بهمن‌ماه 1400

 

 

 

*تیتر برگرفته از شعر اخوان ثالث

 

 

 

 

  

 


نظرات کاربران
محمودی راد 4 ماه قبل گفت:
درود بر جناب آقای فتحی که با چشمی روشن و واقع گرایانه آن چه در دل ریلک میگذرد را از نظر گذراندند و درود بر جناب استاد کمالی پور که یاد و خاطره نوشته های دلنشین نویسندگان شهیر استان بوشهر را با قلمشان زنده می کنند. ریلک ، آرامش دریا، گرمای جنوب، عطر خوش بازار قدیم، و حس خوش دوست داشتن های دیروز را زنده می کند. دوست داشتن هایی که به دور از فضای هزار رنگی و ریاکاری همچنان خالص و خاص گوشه ای از قلب هایمان را گرم نگه می دارند. قلم تان توانا باد!💗💗
با سلام. کتاب را نخوانده ام اما با آشنایی که با قلم و فضاسازی هایی نوشته های جناب کمالی پور دارم و توصیف دوستان ، در نبود تاریخ شفاهی مدون در مورد شهر برازجان چاپ و نشر چنین کتابی غنیمت است. با آرزوی موفقیت بیش از پیش برای هنرمندان شهرم.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار