تاريخ انتشار: 24 دي 1400 - 22:44
کبوتر خیال

دادخبر؛ آنچه می‌خوانید از سری داستان‌های شهربانو به قلم فرح عباسی است.

"ر. ی. ا. ل." ما و "ریال" دیگران(3)

دادخبر _ فرح عباسی: شهربانو غرق در خاطرات سال ۸۷، سفر مکه و مغازه‌های پرزرق و برق مسیر حرم_ هتل بود که صدای زنگ گوشی افکارش رو قیچی کرد. 

دست کرد توی جیبش و گوشی رو برداشت، چشمش افتاد به تماس ناموفق، شماره ناشناس بود. گفت: هر کسی باشه خودش دوباره زنگ می‌زنه... 

دلش می‌خواست دوباره خاطرات گذشته رو مرور کنه، ولی یه علامت سوال وسط پیشونی‌ش نشست: "ریال  عربستان الان چند برابر ریال ایران شده؟

یادش اومد که یکی از کانال‌های خبری هر روز نرخ ارز رو اعلام می‌کرد، واتس‌آپ رو باز کرد و توی اون همه گروه‌های واتس‌آپی دنبال کانال خبری مورد نظر گشت، بالاخره صفحه رو باز کرد. 

چشمش رو از روی دلار و یورو، درهم و دینار و... بست،🤦‍♀️

رفت و رفت تا رسید وسط متن. چشمش افتاد به ریال عربستان؛ بی‌اختیار گفت: وااااای خدای من؛ ۸۷۱۷۰ریاااااال؟؟؟؟؟ 

یهو چشمش افتاد به واحد پول قطر و عمان، گفت: چه جالب!! قطر و عمان هم واحد پول‌شون ریاله....؟  

بعد یواشکی گفت: ولی ریال ما کجا و ریال اونها کجا؟؟؟ ریال قطر معادل ۸۳۹۰۰ ریال ایرانه...

ریال عمان؛؛؛؛؛؛ بی‌اختیار سوت بلندی کشید... ریال عمان معادل ۷۸۶۵۰۰ ریال ایران...؟؟؟؟ 

شهربانو چشمش رو از روی گوشی برداشت و به اطرافش نگاه کرد، متوجه شد چند نفری که صدای سوتش رو شنیده بودن چهارچشمی دارن نگاهش می‌کنن...  

 سرش رو پایین انداخت  و غصه مثل سیل جاری شد توی تمام وجودش در حدی که دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه وسط بازار شلوغ... بعد گفت: آخه گوشی چه گناهی داره؟؟ به خودش امیدواری داد که حتما نتیجه مذاکرات وین روی ارز تاثیر می‌ذاره و ....  

با انگشت متن‌ها رو یکی یکی رد کرد، کمی پایین‌تر گزارش نرخ ارز امروز رو مرور کرد. دید که ریال عربستان و قطر و عمان سیر نزولی داره، خوشحال شد و گفت: ببین، نگفتم!!!  یک ریال عربستان شده معادل ۸۱۰۴۰ ریال ایران، ریال عمان شده ۷۲۶۷۰۰ریال ایران. ریال قطر شده ۷۷۷۰۰ ریال ایران

دلش می‌خواست کبوتر خیال رو پرواز بده و سری به وین بزنه، پوزه‌ی آمریکا رو به خاک سیاه بماله و هرچی قطع‌نامه تحریم توی پوشه‌هاشون هست بسوزونه تا ریال ایران به جای واقعیش برگرده.. ولی هر کاری کرد کبوتر خیال همراهش نشد که نشد. 

ساعاتی از شب سرد زمستانی گذشته بود و صدای میوه‌فروش‌ها گوش فلک رو کرد بود: ۳کیلو سیب و پرتقال درجه یککک ۵۰هزارتومان، موز درجه یکککک ۲۵هزارتومن،

کمی اون‌طرف‌تر پسر نوجوانی با لهجه‌ی افغانی داد می‌زد ۳کیلو گوجه ۲۰هزارتومن، ۳کیلو سیب‌زمینی ۲۵هزارتومن.. بدو که حراجش کردم، دست خالی نرو خونه، ارزون بخر، ارزون ببر... 

شهربانو گفت: چه خوب.. برم کمی میوه بخرم. حتما امروز خبر مذاکرات وین مثبت بوده که داره کمر قیمت‌ها رو خرد میکنه... 

داشت از کنار زن لاغراندام سبزی‌فروش رد شد، زن در حال چونه زدن با مردی بود که می‌خواست همه سبزی‌هاشو ازش بخره، سر ده‌هزارتومن چونه می‌زدن، زن گفت: بخدا ۸۰تومن از بخری صواب داره، پول کرایه ماشینم میشه تا روستامون. صبح کله‌ی سحر بچه‌هامو تو خونه ول کردمه تا حالا..  چشم انتظارن ..   

شهربانو حسابی دلش به حال زن و بچه‌هاش سوخت و یه لحظه خونه‌‌ی محقر زن جلوی چشمش مجسم شد.

بعد رفت طرف میوه‌فروشی، یه پلاستیک برداشت و تا نصفه سیب و پرتقال ریخت داخلش و گذاشت توی ترازوی دیجیتال و چشم دوخت به صفحه نمایش که ۵۶هزارتومن رو نشون می‌داد. عابربانک رو داد فروشنده و صدای پیامک کسر مبلغ گوشش رو نوازش کرد. 

از مغازه بغلی چندتا موز با احتیاط از خوشه جدا کرد و گذاشت توی پلاستیک، به فروشنده گفت: نمیشه ۲۰هزارتومن حساب کنی؟؟؟ فروشنده شروع کرد به قسم و قرآن که دارم به قیمت خرید می‌فروشم، صبح همین موز رو کیلویی ۴۰هزارتومن می‌فروختم.

شهربانو نگاه عمیقی به فروشنده انداخت و گفت: بیچاره اونایی که صبح خرید کردن، یعنی هیج حساب و کتابی در کار نیست؟؟؟ هیچ نظارتی وجود نداره؟؟ هرکس هر قیمتی دلش خواست اجناسش رو می‌فروشه؟؟ 

موز از اون‌ور دنیا وارد کشور میشه، میاد به دست شما میرسه به فرض کیلویی ۲۵هزارتومن خریده باشین، هر کیلو ۱۵هزارتومن می‌کشید روش؟؟؟؟ خدا خوشش میاد صبح بفروشی ۴۰هزارتومن شب بفروشی ۲۵‌هزارتومن؟؟؟ 

درسته تحریم‌ها پدر اقتصاد مملکت رو درآورده ولی بی‌انصافی شما هم مزید بر علت شده، اصلا هم به مذاکرات وین ربطی نداره،....

 تازه داشت می‌رفت به جاده خاکی و چماق سقوط ریال ایران و صعود ریال دیگران رو سر بازاریان خالی می‌کرد که 

فروشنده با عصبانیت پلاستیک موزی رو از دستش کشید و گفت: بگو نمی‌خوام بخرم، اینهمه صغری کبری نمی‌خواد سر هم کنی. برو بابا، برو خدا روزی‌تو جای دیگه بده... 

شهربانو هم با ناراحتی پلاستیک سیب و پرتقال رو برداشت و رفت طرف سیب‌‌زمینی و گوجه. دیگه جرات چونه زدن رو نداشت کمی سیب‌زمینی و گوجه جدا کرد و داد به فروشنده، بدون اینکه قیمت رو بپرسه کارت عابر بانک رو داد به فروشنده. 

خریدهاشو برداشت و از بازار خارج شد. تورم سرسام‌آور مایحتاج روزمره مردم بدجوری فکرش رو مشغول کرده بود. زیر لب که نه، اون تهِ تهِ دلش که هیچکس صداشو نشنوه،  زمزمه کرد: پدرصلواتی، چطوری ۱۳سال تمام قیمت خودکار بیک رو ثابت نگهداشتی؟؟؟ کاش می‌دیدی که این روزها تورم ثانیه‌ای بالا میره و کسی هم جلودارش نیست که نیست.

 

پایان

مرتبط:
» به وقت مخبرون(۲) [8 ماه قبل]
» خیر در بارون [4 ماه قبل]
» جشن یلدا 98 برگزار شد [بيش از 2 سال قبل]
» مسئول لایقم آرزوست [حدود 1 سال قبل]
» به وقت مخبرون (۱) [8 ماه قبل]

نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار