تاريخ انتشار: 29 آبان 1400 - 07:31
در سال‌کوچ منوچهر آتشی؛

داد خبر؛ آتشي شاعر تساهل و مدارا بود و در این تاریخ نتوانست وظيفه روشنفكري خود را ادا كند، او سختی سوگ مختاری و پوينده‌ها را ديد اما خود راه گفتگو‌ با حاکمیت را باز گذاشت. 

کنون رویای ما باغی‌ست

داد خبر ـ بابک شاکر: شعر در آتشی شبيه تلاطم دريا پر خروش بود، از اولين سروده هاي آتشي با الهام از وقايع تاريخي توانست شكلي از حماسه ي مردم را خلق كند كه افسانه نبود بلكه روايت قشري محروم و عاصی را نشان می‌داد كه تجلي آن را در "عبدوي جط" به وضوح مي‌بينيم. حماسه‌هايی كه قهرمانانی افسانه‌ای نداشت...

 

آتشی شاعری بود كه به مرور زمان به شاعری خسته از نبرد در کلام  تبديل شد و اسب سفيد وحش او آخرین شعری بود که  ماهيت ايدئولوژيك، نمادگرايانه و ايدئاليستی داشت  و دیگر  بافتی مبتنی بر ساز و كار مبارزه و ایستادن  بر اشعارش حاكم نبود:

"کنون رؤیای ما باغی است/ بن هر جاده اش/ میعادگاهی خرم و خوش‌بو/ سر هر شاخه‌اش گلبرگ‌های نازک لبخند/ به ساق هر درختش یادگاری‌ها/ و با هر یادگاری نقش یک سوگند/ کنون رؤیای ما باغی است"

 

آتشی اما در دهه هفتاد و با رويكردهای اصلاحات حکومتی در جامعه توتاليتر ايران دوباره از تبعيد، اخراج و يأس بيرون آمد و اينبار شعر او ماحصل ساختاري تازه در زبان و معنا بود. اگر روزي او موج ناب را به شعر ايران معرفي كرد، اينبار خود همراه و همگام جريان شعري دهه هفتاد ايران شد. ظهور و بروز جريانهاي مبتني بر آرزوی طبقه متوسط در شکل‌گيری جامعه مدني و حقوق شهروندی بر اشعارش تاثيرگذاشت.

آتشي شاعر تساهل و مدارا بود و در این تاریخ نتوانست وظيفه روشنفكري خود را ادا كند، او سختی سوگ مختاری و پوينده‌ها را ديد اما خود راه گفتگو‌ با حاکمیت را باز گذاشت. 

 

آتشی به زيست انسان ايرانی نگاهي کنشگرانه نداشت، كه ديگران را به گفتگو حول رسيدن به آگاهي و جامعه‌ی باز دعوت کند تا بتوان در عرصه‌هايي كه جامعه نياز دارد تغيير ايجاد كند و اين تغيير توامان با مدارا شكل بگيرد. مدارا از جنس گفتگو‌، نه از جنس سكوت يا بي تفاوتی....

دقيقا اتفاقي كه امروز در جامعه ايران افتاده است، آنقدر پیام را دیر فهمیدیم که متن اصلی مبارزه برای رسیدن به آمال آزادی و عدالت به عنوان یک متن ضروری حذف شد. براي يك حكومت اقتدارگرا روشنفكر راديكال مطلوب نیست،  از روشنفكر قائل به گفتگوست که می‌تواند راه را با سرکوب بسته نگه دارد و ايستادگی در برابر يك جامعه بينش‌مند و آگاه منجر به تعديل  اقتدارگرايی می‌شود:

چه پازن کوهی باشد چه آهوی دشتی/ گلوله میان دو چشم زیبا زیبا نیست...

 

اما گلوله میان سینه ی تفتیده‌ی جوانان هم‌ زیبا نیست!

آتشی همراه گفتمانی بود كه در آن بتواند دستيابی به آرمان‌های انسانی را از طريق گفتگو چه در شعر و چه در متن  محقق كند .

ماندگاری آتشی در رهايی زبان بود و معنا... او امر نمی‌كرد به مخاطب بلكه مخاطب را در باغ زيباي شعر خود رها مي‌كرد: 

‎تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه‌ها

‎-که سر به صخره گذارد٬

‎                    غریبی و پاکی

‎تورا٬ ز وحشت توفان٬ به سینه می‌فشرم

‎عجب سعادت غمناکی!


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار