تاريخ انتشار: 23 مهر 1400 - 11:03
کبوتر خیال

دادخبر؛ آنچه می‌خوانید از سری داستان‌های شهربانو به قلم فرح عباسی است.

یادواره‌ای تک‌نفره برای استاد آواز

دادخبر _ فرح عباسی: چقدر خوبه آدم توی دل مردم جا داشته باشه، از جنس مردم که باشی تا همیشه زنده می‌مونی، حتی اگر ممنوع‌الصدا و ممنوع‌التصویر باشی. شهربانو وقتی بازتاب سال‌کوچ استاد شجریان را در فضای مجازی دید، احساس غرور وصف‌ناپذیری سراسر وجودش را فرا گرفت و شعر سعدی رو با خودش زمزمه کرد: 

سعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

 

با گفتن روحت شاد سعدی شیرین سخن، روحت شاد استاد بی‌همتای آواز.. از فضای مجازی خارج شد و گوشی رو گذاشت زمین. یهو کبوتر خیال شروع کرد بال‌بال زدن و خاطره پشت خاطره از آهنگ‌های مختلف استاد ردیف شد برای بازگویی.

 

 شهربانو کبوتر خیال رو آروم کرد و گفت: الان کلی کار دارم، بذار کارهامو انجام بدهم عصر یه سورپرایز دارم برات، قرارمون ساعت چهار بعدازظهر.

 

بعد بلند شد و رفت دنبال کارهای روزمره، از شست و شو گرفته تا پخت و پز ...

 

 یهو چشم باز کرد تا ساعت از یک بعداز ظهر گذشته، ناهارش رو خورد و کمی دراز کشید. ساعت گوشی رو تنظیم کرد که نیم‌ساعت قبل از موعد مقرر، تدارکات لازم رو فراهم کنه.  

 

با صدای زنگ گوشی سریع بلند شد، گبه‌ی دستباف رو کنار باغچه پهن کرد، گل‌میز زیبایی گوشه‌ی گبه گذاشت، قاب عکس استاد را وسط میز قرار داد و اطراف آن چندتا شمع روشن کرد‌. گلدانی پر از گل‌های رز در رنگ‌های مختلف کنار قاب عکس جلوه‌ی خاصی به گل‌میز داد، ولی هنوز جای یک چیز خالی بود... 

 

شهربانو وارد ساختمان شد و یک‌راست رفت سراغ کمد دیواری. رادیو ضبط قدیمی که همراه با چندتا نوارکاست توی پارچه‌ی سفیدی پیچیده شده بود، از توی کمد برداشت و به جایگاه مراسم برگشت. با حوصله دستمال رو باز کرد و رادیو ضبط رو با احتیاط خاصی از اون خارج کرد و کنار گل‌میز قرار داد و دوشاخه رو زد به پریز برق. جعبه حاوی نوارکاست رو برداشت و نوشته‌های روی جلد رو یکی یکی می‌خواند. تاریخ خرید هر یک از نوارها کلی خاطره‌انگیز بودند. بین اینهمه اثر ماندگار از استاد آواز، انتخاب یکی از آلبوم‌ها برایش سخت بود، یکباره چشمش افتاد به آلبوم مرکب‌خوانی. بدون درنگ کاست رو برداشت و لحظاتی بعد طنین دلنشین استاد فضای مراسم تک‌نفره‌اش را شور و حال خاصی بخشید: 

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم...

........

تنگ چشمان نظر به میوه کنند

ما تماشاکنان بستانیم

تو به سیمای شخص می‌نگری

ما در آثار صنع حیرانیم

......

جان جهان دوش کجا بوده‌ای 

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای

نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!

آه که تو دوش کرا بوده‌ای!.....

 

چه لحظه‌های شیرینی که با این صدای دلنشین سپری کرده بود، روزهایی که توی مدرسه زنگ استراحت میکروفن رو روشن می‌کرد و صدای استاد از بلندگوی مدرسه پخش می‌شد. با یادآوری خاطرات مدرسه نم اشکی در چشمانش احساس کرد. دکمه خاموشی ضبط رو فشار داد و کاست رو عوض کرد. این بار نوبت به آلبوم آسمان عشق رسید:

چنان مستم، چنان مستم، چنان مستم من امشب

که از چنبر برون جستم برون جستم من امشب... 

 

 شهربانو با این آهنگ دلنشین مستانه قدم زد در خاطرات ۳۰ سال پیش جلوی بازار وکیل و مغازه‌ای که ازش این کاست رو خریده بود.

 

کم‌کم شمع‌ها داشتند خاموش می‌شدند، هوا نیز داشت تاریک می‌شد، و شهربانو همچنان سرگرم مراسم یادواره تک‌نفره بود. چندلحظه خیره شد به تصویر خندان استاد و گفت: تو نمرده‌ای و نخواهی مرد، تو نیازی به یادواره و گرامیداشت نداری، تو تا همیشه تاریخ زنده‌ای، بیچاره غزل‌هایی که حسرت به دل ماندند و شانس با آنها یار نبود تا با عبور از حجره‌ی بی‌مانند تو، از لای کاغذها متولد شوند و برای همیشه زندگی کنند. بیچاره شاعرانی که امید داشتند روزی شانس به روی آنها لبخند بزند و یکی از سروده‌های آنها عطر نفس تو را در فضا طنین انداز کند. 

 

شهربانو از خودش و از کبوتر خیال تشکر کرد و با نوشیدن یک فنجان قهوه‌ی داغ به مراسم پایان داد.

مرتبط:
» هندونه‌فروش سیار(١) [حدود 1 ماه قبل]
» هندونه‌فروش سیار(۲) [حدود 1 ماه قبل]
» به وقت مخبرون (۱) [3 ماه قبل]
» به وقت مخبرون(۲) [2 ماه قبل]
» به وقت مخبرون(۳) [2 ماه قبل]

نظرات کاربران
فروزان فر حدود 1 ماه قبل گفت:
سلام عزیرم احسنت برشما خانم دکتر عزیز و دوست داشتنی، بسیار عالی و آموزنده بود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار