تاريخ انتشار: 21 مهر 1400 - 13:42
جلسه با مدیران یا نشست با مردم

داد خبر؛ بارها در تمامی ابعاد، خصوصا حیطه نفت و گاز و پتروشیمی شاهد بوده‌ام که مسئولین وزارتی برای رفع مشکل به مناطق آمده و بدون اینکه بدنشان گرمایی ببیند، در زیر کولر و با گپ و گفت دوستانه با مدیران عامل شرکت‌ها و مدیران نیروی انسانی و مسئولان ناظر، مشکلات را به زعم خود حل می‌کنند. البته از حق ماموریتشان هم نباید گذشت که نوش جانشان.

کدام رویکرد حلال مشکلات استان است؟

داد خبر ـ صفیر جنوب: دیر زمانی‌ست که مسئولین مرکزنشین برای حل معضلات یک منطقه از پشت میز خود در تهران، مشکلات را راهبری می‌کنند که این خود یکی از علل تشدید مشکلات و تبدیل آن ها به معضلات است.

حقیر بارها در تمامی ابعاد، خصوصا حیطه نفت و گاز و پتروشیمی شاهد بوده‌ام که مسئولین وزارتی برای رفع مشکل به مناطق آمده و بدون اینکه بدنشان گرمایی ببیند، در زیر کولر و با گپ و گفت دوستانه با مدیران عامل شرکت‌ها و مدیران نیروی انسانی و مسئولان ناظر، مشکلات را به زعم خود حل می‌کنند. البته از حق ماموریتشان هم نباید گذشت که نوش جانشان.

چندین دهه است از این رویه که نگارنده آن را مدیریت ریموتی می‌داند هیچ آبی برای مردم استان بوشهر گرم نشده و حتم دارم که در آینده هم گرمی نخواهد داشت.

هر چند نمی توان مشکل کارگر گرمادیده را در زیر کولر حل کرد ولی ما باز هم می‌گوییم می توان بجای نشست با مسئولین خوش صحبت و جلوه دهنده آمار، این نشست را در حضور مردم و با مخاطب قرار دادن مدیران مسئول برگزار و نتیجتا کمی از فشار روانی کارگران کاسته و آن ها را محرم خود دانست.

لازم به گفتن نیست ولی این رویه نیز در مناطق موثر در انرژی و صنعت بوفور دیده می‌شود. مدیران شرکت‌ها(خاصه منابع انسانی) ضمن اطلاع از تشریف فرمایی مسئول ارشد، چند روز وقت مجموعه را صرف آمارسازی برای نایس نشان دادن مجموعه خود می‌کنند.

نگارنده بدور از حاشیه صرفا برای هدایت مطالبه عمومی، چند معضل عمده نیروی انسانی و دامن گیر این منطقه را که حاصل چندین سال دیدن رنج این مردم محروم و شاغلین در شرکت‌هاست به رشته نگارش درآورده و امید دارم با حضور جناب علی مددی و بازرسان نفت در کنار پیگیری‌های مجدانه نمایندگان و استاندار، این معضلات با حضور مردم رنج کشیده و نه مدیران جهت ارایه گزارش حل گردد.

 

قبلا از حسن نظر خواننده مزید امتنان را داشته و نظر ایشان را به این موارد جلب می‌نمایم:

۱ـ تشکیل کمیته بررسی سوابق تحصیلی و سنواتی شاغلین منطقه ویژه اعم از پالایشگاه و پتروشیمی و سازمان:

با توجه به پررنگ بودن لابی برای ورود نیروهای وابسته به مدیران و شاغلین شرکت‌ها بدون توجه به مدارج و مدارک تحصیلی، نیاز است که تک به تک شرکت‌ها توسط یک کارگروه بومی و مورد اعتماد بررسی شوند. البته از شاغل بودن بازنشستگان نیز در سمت های مختلف نباید گذشت که با تعدیل این دوستان، فرصت خوبی برای رونق اشتغال و کادرسازی بومی است.

 

۲ـ بررسی دقیق درصد اشتغال بومیان:

این مهم نیاز به وارسی دقیق دارد و حتما برایتان مسجل خواهد شد که درصد بومیان شاغل سطوح میانی و عالی بسیار بسیار کم بوده و عمده این بومیان به شغل های آبدارچی و نظافتچی و فیتر و بطور کلی سطح پایین شاغل هستند که این معضل در آینده بحران مدیریتی را در استان موجب خواهد شد.

 

۳ـ تشکیل کمیته حقوق و دستمزد:این مهم به موردی حیاتی و تبعیض آمیز بدل گشته و تیتر ان هم تبعیض در حقوق شاغلین بومی هم سطح با غیربومیان است. ضمن اینکه پیشنهاد می‌شود این کمیته بطور سالیانه حضور میدانی داشته و روند حقوق دهی شرکت ها را با بررسی قرارداد نفرات در موعد امضا دنبال کند تا از اجحافات عدیده و مختلف و کسورات جلوگیری بعمل آید.ضمن اینکه  معادل سازی حقوق کارکنان پیمانی و رسمی تبعیضی دیگر و در اولویت بعدی قرار دارد. 

 

۴ـ تشکیل کارگروه انتصابات:

انتصابات این شرکت ها بدور از انصاف و صرفا با لابی های پایتخت نشینان انجام می شود. در توضیح این بند باید عرض نمود که مالکیت عمده شرکت های این منطقه در اختیار هلدینگ های شستا،شستان،پتروفرهنگ،پارسیان سپهر،خلیج فارس،باختر و.. است.یک مثال عینی ان شستا است که عمده انتصابات آن بواسطه با ملاک نزدیکی شخص منتصب به چندتن از سران اصلاحات اتفاق می افتد تا جایی که ما قبلا شاهد انتصاب یکی از شخصیت های متحصن مجلس ششم بر شرکت معظم و نماد این منطقه بوده ایم که برای همگان سوال شد نهادهای ناظر استان کجای ماجرا بودند.البته مردم استان بوشهر حاضرند که درامد یکی از پتروشیمی های پارس جنوبی بطور کامل به حساب احزاب مطروحه واریز شود و در ازای آن این عزیزان دلسوز ،دست از دخالت در انتصابات پارس جنوبی بردارند.مورد دیگر هلدینگ خلیج فارس است که وضعیتش از شستا بهتر است ولی باز هم جای بررسی دارد.

 

۵ـ تعیین کمیته ای بومی جهت بررسی دقیق اساس نامه و مصوبات سد اشتغال بومیان:

در یک مثال عرض می کنیم که هلدینگ ها عموما برای تکمیل چارت شرکت های خود،نیروهایشان را با لابی از یک شرکت به شرکت جدید به شرایط بهتر انتقال می دهند و اصولا مجرای استخدام بومیان بواسطه این لابی ها بسته می شود واگر هم انتصاب یابند شرایطشان بسیار متفاوت از دردانه های هلدینگی است.

 

۶ـ نیاز به تغییر جدی در مدیران و سطوح عالی شرکت های منطقه فارغ از بومی یا غیر بومی بودنشان:
این مدیران عناد خود را نسبت به  توسعه استان به کررات به منصه ظهور گذاشته اند که یک مثال آن شورای راهبردی پتروشیمی های منطقه ویژه پارس است که به نظر می رسد تشکیل شده تا خیلی شیک و مجلسی در تخصیصات خساست ورزیده و پروپاگاندایش صدقه را کمکی عظیم وانمود کند.نیاز است با مدیران ارزشی و حتی الامکان بومی و تاکیدا ساکن استان جابجا شوند تا دیدگاه توسعه استان بوشهر بر تارک این شرکت ها بیش از پیش نقش ببندد.

 

۷ـ عدم استقرار دفاتر مرکزی شرکت های نفت و گاز و پتروشیمی در استان بوشهر:

اصولا درامدشان در اینجاست ولی دفتر مرکزی ان ها در تهران که احتمالا شان خود را در اسکان و هم زیستی با مردم نجیب استان بوشهر نمی بینند.انتقال دفاتر مرکزی و حساب های این غول های تولید ثروت به استان بوشهر ضمن توسعه ی استان ،خود باعث نزدیکی بیش از پیش این مدیران به مردم رنج دیده بوده و دسترسی اسان تری را برای پیگیری موارد عدیده اشتغال از این مدیران نصیب مردم خواهد کرد.

از آنجایی که قصد نگارنده کمک به توسعه استان در حد توانش است ذکر این چهار موضوع را نیز لازم می دانم که می تواند پیشران توسعه استان باشد و از نمایندگان مجلس و دولت انتظار پیگیری دارم:

الف) استاندار ویژه

ب) افزایش تعداد نمایندگان استان  

ج) فشار به نفت برای ایجاد شهرک تولیدی اقلام مصرفی شرکت های منطقه ویژه و همچنین شرکت های پایین دست زنجیره پتروشیمی در استان بوشهر

د) تشکیل کمیته اصولی نظارت بر مسئولیت های اجتماعی

 

۴ـ تخصیص قسمتی از یارانه ی خوراک صنعت پتروشیمی که رانتی را بالغ بر ۵۰هزار میلیارد سالیانه به جیب این شرکت ها سرازیر می کند و اگر سالیانه مقداری به استان اختصاص می یافت می توانست چهره استان را دگرگون سازد. 

 

در پایان عرایضم نسبت به مردم و مسئولین،نصیحتی مفصل از این خردکلام درمانده از در دلسوزی دارم.استان بوشهر ثروتمندترین و پردرامدترین منطقه کشور است و اینکه بجز صنعت انرژی حتی خاکی که پدرانمان رویش راه میرفتند نیز صادر می شود دل هر کس را بدرد می آورد که جوانانمان مجبور به انتخاب شغل خطرناک شوتی بجای اشتغال ابرومند در صنعت هستند هر چند که درامد شغل شوتی بر اشتغال محنت بار این صنعت ارحجیت دارد.عدم توسعه متوازن این استان،نتیجه اهمال و همراهی و سهم خواهی مسئولان و نهادهای درون استانی با این شرکت ها و در کل صنعت است و حقیر قصد ندارم مقصر را فقط دیگران جلوه دهم.استدعا دارم در این دولت که از آن بعنوان ابروی انقلاب یاد می شود یک بار مسئولان دولتی و فعالین اجتماعی پشت همدیگر و متحد در کنار استاندار و نمایندگان بسیار دلسوز مجلس قرار گرفته و این معضلات را به به سر منزل سعادت ختم نمایند.حال که دولت و مجلس از یک طیف هستند انتظار می رود این مهمات رفع گردند و در غیر این صورت بیم آن می رود که  این استان با این همه ثروت به قهقرا رفته و در آینده با بحران مدیریتی مواجه گردد.

 

صفیر جنوب 

فعال سیاسی  ـ اجتماعی


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار