تاريخ انتشار: 21 شهريور 1400 - 13:20
چکامه‌ای از سر درد بر فرق طالبان

دادخبر؛ با کدامین اطمینان و دلیل عقلی، پنداشتید که در جهان آخرت برای به خون کشیده شدن مردمانی فقیر و بدبخت و بیگناه؛ خدای منان، فرش قرمز برایتان پهن کرده است؟

اُف بر شما که با ریختن خون مردم انتظار فرش قرمز خدا را دارید

دادخبر _ یدالله حاجی‌زادگان: اُف بر تو ای جهالت ترکیب شده با باورهای غلط و پوسیده 

اُف بر شما ! 

ای کسانیکه در مرداب جهل و عقل متعفن خود، یک ملت را به بند کشیده اید، تا با کمرهای خمیده و طناب‌هایی که بدور گردن‌شان انداخته‌اید به زعم خیال باطل خویش به بهشت برین رهنمون شان کنید!

اُف بر شما و رهبران کینه توز و انسان‌ستیزتان!

شما که بعد از بیست سال دوباره برگشتید، و به حساب آنکه افکارتان در سپهر مدرنیته جولان میزند یا در دروغ و دغل بودید تا ملتی را فریب بدهید، یا همچنان در تاریکی و  غفلت و خشونت و بیرحمی، مانده اید و روی مغول و گرگ و گراز و دیگر جانوران وحشی را سفید کردید.

 

آیا کسی نیست که از شما بپرسد با کدامین فرمان خداوند، دست به حمله و تجاوز و تعدی زده اید؟ با کدامین اطمینان و دلیل عقلی، پنداشتید که در جهان آخرت برای به خون کشیده شدن مردمانی فقیر و بدبخت و بیگناه؛ خدای منان،  فرش قرمز برایتان پهن کرده است؟

با کدامین درخواست و تقاضا و همه پرسی مردم افغانستان؛ که  توده ی مردم خواسته باشند، ندای شان را و فریاد شان را لبیک بگویید؟ 

رهبران شما چگونه بر عقل چروک خورده ی خود تکیه زده اند ؟ مگر در خلوت خود نمی‌اندیشند که پیامبر اکرم ( ص) فرموده است:

" اگر کسی در این دنیا یک گنجشک بیگناهی را بکشد در روز قیامت از مکافات الهی مصون نیست ."

چگونه قلب سیاه تان راضی میشود که کودک و پیرزن و پیرمرد و دانش آموز و دانشجو و زنان فعال روزنامه نگار را به دم تیغ و بمب های انتحاری به دم مرگ می‌سپارید ؟ 

و از آیات قرآنی که عمدتا برای آن اعراب جاهلیت؛ در آن زمان شان نزول دارد، آیاتی از جهاد ر ا برگزینید، در حالیکه آیه های پس و پیش آن را به عمد بریده‌اید و دچار توهمی تاریخی شدید و به غلط، گمان کردید،  مخاطب آن آیات جهاد که برای آن روزگاران فرود آمده بود، شمایید.

با کدامین دلیل عقلی و یا نقل شده از گذشتگان و روایات، شما قوم برگزیده‌ی خدایید؟ 

 

اُف بر خودخواهی‌تان، ای گروه جاهل!

برای آنکه، در برترین جایگاه فردوس برین جای بگیرید، در بیست سال پیش و اکنون،  زندگی را به سان  دوزخی آتشین برای ملت مظلوم  افغانستان، در آورده اید .

اُف بر همه‌تان باد! که چگونه و به چه گناهی روزنامه نگار شریف و شجاع و با سابقه ای 

درخشان مثل "فهیم دشتی" را کشتید؟

به کدامین دلیل انسانی و اخلاقی با کمک حکومت تجاوزگر پاکستان، بر مقاومت دلیرانه‌ی مردم دره‌ی پنجشیر به رهبری"احمد مسعود " فرزند صالح قهرمان ملی و شجاع افغانستان یعنی " احمد شاه مسعود " شورشی نوجوانمردانه و نابرابر انجام دادید که به یقین شرمساری آن برای‌تان تا ابد در خاطره‌ی همه‌ی مردم افغانستان و ملل همسایه و حتی جهانیان خواهد ماند. و بدانید که هر کس و هر گروه و هر طبقه و قومی با "روح زمانه "در افتاد ، دیر یا زود، سنت این دنیا به زباله دان تاریخش حواله خواهد کرد. این یک نفرین نیست، بل یک قاعده است، چه مومن به خدا باشید و چه ناباور به هر امر متعالی. 

 

قانون حاکم بر هستی با کسی دست دوستی نداده، وقتی تخطی کردی، منتظر عواقبش باش. 

افسوس و بدا به حال ملت ستمدیده‌ی افغانستان که دارد سنگینی چوب جهالت شما را بر گُرده‌ی خویش بوضوح تحمل  می‌کند.

 

به تبعیت راه و روش  " احمد شاملو " شاعر بزرگ و معاصر ایران زمین:

ای کاش! می‌توانستم فریادی 

شوم به سنگینی یک رعد و برق و صاعقه، و سیل و طوفانی؛ 

درآیم

تا همه‌ی گروه‌های نادان و بیرحم و خشن و وحشی افراطی 

را از روی پهنای زمین بردارم. 

ای کاش می توانستم....

 

ای که شبیه "خوارج نهروان " در صدر اسلام، از دین راستین فاصله گرفتید ، به این هم بسنده نکردید و در اسارت  این توهم خطرناک گرفتار آمدید که رسالتی همچون رسالت انبیاء  بر دوش دارید و هر طور شده با بیرحمی تمام حکومتی برپا کنید نه به قصد اجرای عدالت و برابری و آزادی و مشارکت همه جانبه ی مردمان فرهیخته از جمله زنان در راس هرم قدرت ، بل بر آن شدید که با تفکری قرون وسطایی با شلاق و ترس و تهدید بر مردم دیارتان یورش بردید. 

 

ای کاش کسی مثل "علی " ( ع ) بشکل یک معجزه سر از خاک بیرون میآورد و با شما نه با منطق خودتان که با این بیان می‌آغازید سخنان خود را : 

" یا اشباه الرجال ولا رجال ....

ای شبه مردها ! و ای نامردها!"

در خطبه ی ۲۷ نهج البلاغه آمده است در نکوهش کوفیان در آن هنگام که خبر به امام ( ع ) رسید که سپاه معاویه به شهر "انبار" رسیده‌اند .

و چقدر جعرافیای عمل تفاوت دارد؛ مولا علی ( ع ) در ۱۴ قرن پیش از برنخاستن و نجگیدن کوفیان به خشم آمده بود و اکنون کسی نیست که به شما یاد بدهد در این عصر و زمانه نیازی به جنگیدن با مردمان دیار خودتان نیست. با رعب و وحشت نمیتوان بر مردمی حکومت کرد که از ترس جان به بال هواپیمای آمریکایی می‌چسبد. حتی اگر دو دقیقه بعد نقش بر زمین شود و بمیرد ، آنهم در سن جوانی (۱۹ ساله).

شما آنچنان عقلتان در اسارت توهم و هذیان خود ساخته‌ی خودتان در بند شده که اصلا نه ترس مردم افغانستان را از شما و نه بی اعتنایی جامعه ی جهانی را حس می‌کنید. 

بتدریج رانده خواهید شد؛ و به قعر تاریخ فرو میروید. اما و صد اما این مردم فعلی افغانستان هستند که باید طعم تلخ زورگویی های رهبرانتان را بچشند و گردن نهند ، تا آن زمان که از شدت گرسنگی و تشنگی و فقر و فلاکت  یکی پس از دیگری و آرام آرام بمیرند. 

 

شما ای قوم جاهل و بیرحم !

کار دیگری که بر سر مردم بدبخت افغانستان آوردید این بود که  درخت نیمه جان "ایمان و امید و توکل" مردم را هم با تبر تیزتان قطع کردید و از رمق انداختید. 


 


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار