تاريخ انتشار: 06 شهريور 1400 - 17:07
درنگی بر زندگی دکترعلی بهزادی

داد خبر؛ گاهی که به دیدنش می‌رفتم به شوخی می‌گفتم "درود بر مردی که به مرداد پر از حادثه عادت دارد."  او که ذاتأ دیرجوش و همیشه جدی بود از زیر عینک خواندش نگاهم می‌کرد لبخند محوی می‌زد. آه عمیقی می کشید. به نشانه حسرت سرش را چند بار تکان می‌داد یعنی "همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم."   

مردی که به مرداد پر از حادثه عادت داشت

داد خبر ـ عبدالخالق عبدالهی: امروز یازده سال از مرگ  دکترعلی بهزادی می گذرد. مردی بی‌حاشیه و عاشق روزنامه‌نگاری که ذاتا ژورنالیست بود و همه کار کرد تا همچنان ژورنالیست باقی بماند.

بهزادی مدت 21 سال بدون وقفه مجله موفق و پرفروش سپید و سیاه را در دوره پهلوی دوم منتشر کرد. مجله‌ای که بعد از کیهان و اطلاعات در یک مقطع پرتیراژترین نشریه کشور بود.

سپید و سیاه در دهه 40  آنقدر در افغانستان محبوب شد که حتی از نشریات افغانی هم پر فروش‌تر بود.

 

او با اینکه در سال 1330 مدرک دکترای حقوقش را از دانشگاه پاریس گرفته‌بود و در آن زمان تعداد انگشت شماری صاحب این عنوان بودند و به راحتی می‌توانست مدیرکل و حتی وزیر شود، اما هرگز نه پست و مقامی  قبول کرد نه شغل دولتی پذیرفت حتی  دو بار پیشنهاد وزارت در دوران صدرات دکتر امینی و حسنعلی منصور را رد کرد؛ چرا ؟ چون معتقد بود روزنامه‌نگاری از هر شغل و پست  و هر منصبی بالاتر و والاتر است.

اما به گمان من یکی از اشتباهات علی بهزادی عشق بیش از حدش به روزنامه‌نگاری بود و این عشق باعث شد تا همه زندگی‌اش در عشقش یعنی  مجله‌‍اش خلاصه شود و بالاخره هم با یک پاراف دولت هویدا کاخ آرزوهایش فرو ریخت و سپید و سیاه توقیف شد. او شاید نمی‌دانست یا می‌دانست و عشق روزنامه‌نویسی بالازورش بود و قادر نبود طور دیگری زندگی کند.

 

بالاخره هم هر چه داشت و نداشت فروخت و در چاه ویل "سپید و سیاه" ریخت و اواخر عمر با مشکلات مالی بسیاری خانه‌نشین شد. در سنین پیری و بازنشستگی اجباری‌اش گاهی که درباره دوران روزنامه نویسی‌اش صحبت می‌کردیم ظاهرأ اظهار پشیمانی می‌کرد و می‌گفت : "من دیر فهمیدم  که زندگی، فقط روزنامه‌نویسی نیست اگر یکبار دیگر روزنامه‌نویس شوم  اینبار می‌دانم چه کنم."

اما مطمئن بودم اگر باز هم به گذشته برگردد همان کارها را  تکرار می‌کند. همچنان از دوستی با رجال سیاسی و دولتمردان دوری می‌کند‌، اهل زد و بند و باند بازی و بار خود بستن و شامورتی بازی نخواهدبود. دوباره بیشترین حق‌التحریرها را به نویسندگان سپید و سیاه می‌پردازد. باز به جای  پول نقد، سکه های طلا به نویسندگانش می‌داد و دوباره اگر لازم می‌شد خانه خیابان کاخ که ارثیه زنش بود را می‌فروخت و خرج سپید و سیاه محبوبش می‌کرد.

 

جالب اینکه بیشتر اتفاقات بزرگ زندگی این ژورنالیست قدیمی در مرداد ماه پیش آمد کرده‌بود و باعث شده‌بود مرداد برای علی بهزادی فراتر از یک ماه از فصل تابستان باشد.

دکتر علی بهزادی در مرداد سال 1332 اولین شماره سپید و سیاه را منتشر کرد. در مرداد 1353  سپید و سیاه توقیف شد و بعد از انقلاب، مجله محبوبش باز هم در مرداد ماه 1358 و اینبار برای همیشه توقیف شد.

 

گاهی که به دیدنش می‌رفتم به شوخی می‌گفتم "درود بر مردی که به مرداد پر از حادثه عادت دارد."  او که ذاتأ دیرجوش و همیشه جدی بود از زیر عینک خواندش نگاهم می‌کرد لبخند محوی می‌زد. آه عمیقی می کشید. به نشانه حسرت سرش را چند بار تکان می‌داد یعنی "همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم."   

 

بهزادی  که مسعود بهنود درباره‌اش گفته:  "تاریخ روزنامه نگاری معاصر ایران، کمتر رونامه‌نگاری به خوش‌نامی او به خود دیده‌است." عاقبت در سن 85 سالگی در تهران درگذشت. از او چند جلد کتاب که مشهورترینش کتاب دوجلدی  خاطرات روزنامه نگاری‌اش به "نام شبه خاطرات" است، دوره 22 ساله مجله سپید و سیاه و دو پسر و دو دختر باقی مانده‌است.

 

روحش شاد که بر مَنَش حق تعلیم بسیار بود






نظرات کاربران
اکبر صابری حدود 24 روز قبل گفت:
مثل همیشه بسیار عالی. قلمت مانا جناب عبدالهی ارجمند
حسین قاسمی حدود 24 روز قبل گفت:
معرفی چهره هاوشخصیتهای بزرگ تاریخ معاصر یکی از رسالتهای روزنامه نگاری است دست مریزاد جناب عبدالهی
قلی پور حدود 24 روز قبل گفت:
مردانی بزرگ که تنها برای آرمان شان زندگی می کنند
روحش شاد
قلی پور حدود 24 روز قبل گفت:
مردانی بزرگ که برای آرمان شان زندگی می کنند
روحش شاد
احمد خواجه حسنی حدود 23 روز قبل گفت:
جناب آقای عبداللهی
با تقدیم سلام و تجدید احترام
پر محتوا و قابل تأمل قلم راندید.
مانا و نویسا باشید.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار