تاريخ انتشار: 18 مرداد 1400 - 17:04
به قلم احمـــــد خواجه‌حسنی

داد خبر؛ اشاره به مدیران و مسؤلینی که فرصت خدمت صادقانه به مردم را بر باد داده، حیا را خورده و اعتماد عمومی را جریحه دار کرده اند.

دوربینی‌ها

داد خبر ـ احمـــــد خواجه‌حسنی: نیک آگاهید که منشاء نیاز انسان به دیده شدن نیازی روانشناختی است و رأساً كسب وجهه اجتماعی نوعی تاییدِ خویشتن است.

 

بر اساس دیدگاه تئوری انتخاب{۱} انسان از زمانی که متوجه مفهوم «خود» می‌شود، ابراز وجودش نیازمند تائید دیگران است .

گر چه این نیاز در افراد مختلف بسته به متغیرهای فردی تفاوت دارد.

 

نکته؛ با توجه به محتوای یادداشت به مباحث تخصصی در حوزه روانشناسی برمی‌خوریم و این مهم بحث را از مدار موضوعی جامعه‌شناسی خارج می‌کند، لیکن از منظر جامعه‌شناسی رفتاری، واکاوی رفتار مسؤلین دوربینیِ همه جا حاضر، وجاهت موضوعی پیدا می‌کند.

 

در دوره‌ای که هجوم اطلاعات روزانه ما را به سمتی می‌کشد بی آن که توان کنترل شرایط را داشته باشیم، مسؤلین و مدیرانی ظهور و بروز پیدا کرده‌اند که با حرص و ولعی مثال زدنی بدنبال دوربینی هستند تا تصویری از خود را ترجیحاً دوشادوش شخصیت های مطرح، نمایندگان پارلمان و قس علی‌هذا به انظار عمومی تحمیل نمایند.

اینان با زل زدن به دوربین ها و رسیدن به سرمنزل مقصود، تصاویر خود را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده به نیّت اینکه وزنه فعالیت خود را در ترازوی افکار عمومی سنگین جلوه دهند.

 

حضرت مولانا در توصیه به این نوع رفتار، شاه بیتی بدین شرح تجویز می نماید؛

ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این

بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

 

انسانِ میان‌تهی، بزرگترین رنج‌اش، رنج تنهایی و دیده نشدن است زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.

آری، این روزها خودآرایی (Self-Fashioning) و اضطرار به دیده شدن توسط برخی مسؤلین در شبکه های اجتماعی به وفور قابل مشاهده است به نحوی که در پاره‌ای موارد به کرّات سلسله ی تصاویر و القائات خود را به مخاطب بینوا دیکته می‌کنند انگار که برقراری نشست، پیگیریِ مصائب و مشکلات مردم و انجام امور محوله بدون انتشار عکس های تکراری عقیم و ناکارآمد خواهدبود.

 

بعضاً متن خبر یا گزارشی بدون نتیجه گیری موضوعی، فارغ از بیان و ذکر خروجی و دستاورد آن نشست یا بازدید، صرفاً توضیح مختصری به مخاطب ارائه داده و سیل تصاویر خود را که از ۴ جهت اصلی و از جهات فرعی ثبت شده بارگذاری نموده و درک و شعور مخاطب را به سخره گرفته غافل از اینکه مخاطب شهروندِ ذی شعوری است که با ف گفتن مسؤل، در کسری از ثانیه تا فرحزاد رفته و برگشته‌است.

در این وادی سروده سهراب سپهری صدق می کند:

من" هیچ، "من"، نگاه

 

شوربختانه در این گذار گردانندگان برخی سایت های خبری نو بنیاد و تازه کار و معدودی گروه های فعال در شبکه های اجتماعی نیز بدون در نظر گرفتن افقی از انتظارات و عدم توجه به مخاطب و قرائت های اینان کار را به جایی رسانده اند که بجای اینکه صدای مردم باشند با صراحت و ظرافت، صدای مسؤلین شده و به این کژ کارکرد رسانه ای همّت گمارده اند که این نوع جانبداری و حمایت از پوپولیسم از منظر افکار عمومی جامعه هدف قبیح نموده و محکوم به فناست.

 

زمانی که زنده یاد داگر در سال 1839 م هنر عکاسی را خلق کرد هرگز گمان نمی برد که معدود اشخاصی در قامت مسؤل و کارگزارانی در ایران زمین به جبران اختلال های شخصیتی از جمله خودکم بینی و ارضاء نیاز به دیده شدن امورات روزمره را دست آویز قرار داده و ذوب شدن در خدمت به مردم را با سندروم خدمت دوربینی پوشش دهند.

 

ناخودآگاه به یاد شاه بیتی از مولانای جان افتادم؛

نیست جویای نظر چون مه نو ماه تمام

خودنمایی نکند هر که کمالی دارد


مبانی رفتارشناسی در حکمت اسلامی نیز اینگونه رفتارهای عوام‌فریبانه را ضعف بنیادین شخصیتی و عدم توفیق در عملکرد دانسته و تداوم این روند را نوعی خیانت به جوامع اسلامی می‌داند.

با عنایت به نظریه پردازی بوردیو در طبقه بندی عکاسی اجتماعی، ایشان معتقد است که عکاسی برای طبقه پائین اجتماعی و اقتصادی حکم ثبت خاطره را دارد، برای این گروه خوشبختی یک امر گذراست که باید نگه داشت چون تصور بر این است که دیگر بر نمی گردیم !!!

 

مایلم دیدگاه بوردیو را به وضعیت فعلی برخی مسؤلین تعمیم دهم بدین مضمون که مسؤل محترمی که باور دارد دوره مسؤلیت او یک امر گذار است و در ساختار متزلزل اداری و مدیریتی کشور،زمامداری او ثباتی ندارد ناچار است با ثبت تصاویر متعددی از خود این خوشبختی موقت را به خاطره ای بدل کند.

بی ثباتی در شغل و منصب از آسیب های پیش روی نظام اداری ناکارآمد کشور است که پرداختن به آن در این زمان موضوعیتی با وجه کلان این نوشتار ندارد.

نگارنده این وجیزه میان مدیران و مسؤلینی که با قرار گرفتن گاه و بی گاهِ مشمئز کننده مقابل دوربین ها، سعی بر عرض اندام و القای خدمت رسانی به مردم را دارند وجه تشابه و صفت مشترکی به نام فردیت را شامل می داند که در اضطراب اگزیستانسیال و دیده نشدن و به حساب نیاوردن سیر می کنند.

نگارنده ضمن عرض ارادت و ادای احترام به ساحت مقدس مدیران محترمی که در خدمت رسانی به مردم که سرمایه های اصلی این نظام هستند کوشا و ساعی می نمایند، ابراز می دارد افرادی که فرصت برای رشد و پیشرفت را در لنز دوربین ها و انتشار بی وقفه تصاویر خود طلب می کنند بدانند و آگاه باشند که نگاه های دیگران امری پایدار و همیشگی نیست فلذا ذهن و ضمیر مخاطب را محترم شمرده و بیش از این چگالی وجودتان را سبک تر نکنید.

 

آنان که ایستاده بر پای دانش و بینش مردمی خویش اند، چندان محتاج "چشم" های دیگران نیستند.{۲}

آخر خلیفه الله این همه خودکم بین؟!؟!

 

پی نوشت:

۱- دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب

۲- روان درمانی اگزیستانسیال – اروین دیوید یالوم(Irvin David Yalom)


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار